اشارت مىكند بمجرّدات كه خلاص يافتهاند از شبكهء بدنها ،
« كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ »
« 1 » . اگر گويند كه چون متصوّر باشند كه بارى تعالى و مفارقات نه منفصل باشد و نه متصل باشد بعالم از دنيا گويند كه اتّصال نگويند الّا چيزهائى را كه بر ايشان انفصال متصوّر باشد ، چنان كه كورى نگويند الّا به چيزى كه بصر برو متصوّر باشد چنان كه ديوار را [ نه كور گويند و نه بچهكننده ] « 2 » زيرا كه مثل اين متقابلات نگويند يكى از ايشان الّا بر چيزى كه آن ديگر بر او راست آيد . و مادام كه اتّصال بر او درست نيايد انفصال بر او درست نيايد « 3 » زيرا كه اين از خواصّ اجسام است ، و همچنانكه حركت و سكون صوفى چنان كه صوفى گفت « الحمد للّه لا بون و لا صلة هذا مقام لنا مشاهدة معنى معاينه . » « 4 »
قاعده
( 83 ) نفوس بشرى از اصل ملكوتاند ، و اگر نه شواغل بدن بودى منقّش شدى به نفوس ملكوتى . و نفوس فلكى عالماند بلوازم حركاتشان و آنچه باشد و بود چنان كه آيت بدان ناطق است ، و آنست كه گفت
« ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها »
« 5 » . آيتى ديگر :
« وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »
« 6 » يعنى كه
هامش
( 1 ) سورهء 24 ( النور ) آيهء 41
( 2 ) نه كور گويند و نه بچهكننده : نگويد و نه بچهكنندهI )فلا يصح ان يقال الحائط لا بصير و لا اعمى و لا انه عاقر و لا ولودA (( 3 ) درست نيابد : درست نيايد ازI( 4 ) الحمد للّه لا بون . . . معنى معاينة ( از متن عربى ) :
الحمد لله لا بون واصلة هذا مقام اما معنى معاينةI( 5 ) سورهء 57 ( الحديد ) آيهء 22
( 6 ) سورهء 13 ( الرعد ) آيهء 39