تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
نباشد . و هر چيزى را « 1 » لذّتى و المى است لايق حال او ، و لذّت و الم بصر متعلّقست به محسوسات در آنچه ملايم او باشد و يا ناملايم او باشد ، و قوّهء شمّ را الم و لذّت متعلّقست بچيزهاى بويا « 2 » ، و ذوق را در طعام‌ها و شرابها ، و شهوت را در آنچه لايق اوست ، همچنين غضب را آنچه لايق اوست از قهر و غلبه . و هر يكى را از اينها لذّتيست كه خاصّست به دو و يا آنچه ملايم اوست چنان كه لذّت بوى خوش دريافتن و يا بوى چيزى گنديده . و [ گوش و چشم درين با شمّ هنباز نيست ] « 3 » « 4 » . ( 78 ) و كمال جوهر عاقل از ما در آنست كه متنقّش شود بحقائق و معرفت حقّ و عجائب ملكوت و ملك از جهت علاقه او با بدن كه مستولى شود بر قواى بدن و [ مستولى نشود قواى بدن ] « 5 » برو ، و از جهت آن كه باشد شهوت و غضب و فكر او در تدبير زندگانى بر اعتدال ، و با آن كه رأى درست اقتضا كند . و نقص او در جهل است و تسلّط او بر وهم چنان كه نفس شريف‌ترست از قواى بدن و نفوس او . و مدركات او از جلال حقّ اوّل و ملكوتش شريف‌ترست از چيزهائى كه حواسّ دريابد نه به مقدارى كه آن را قياس توان كرد . و عالم لذّت در نمىيابد و نه جاهل الم از بهر شواغل كه مانعست از دريافتن چنان كه مست سخت كه چون معشوق او نزد او آيد از وصال او لذّت نيابد و دشمن او را شماتت كند و بزند و او آن الم درنيابد ، و چون مستى او برود آگاه شود . ( 79 ) و بدن‌پرستان لذّت روحانى را انكار كنند از بهر آنكه ايشان
هامش
( 1 ) چيزى را : چيزىI( 2 ) بويا : بويياI( 3 ) گوش و چشم درين باشم هنباز نيست : گوش درين باشم هنبازستI( 4 ) لا يشاركه فيهما السمع و البصرA (( 5 ) مستولى نشود قواى بدن : مستولى نشود بر قواى بدنI
مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 171 | نجفقلى حبيبى / يحيى السهروردي ( شيخ اشراق ) / هانرى كربن / سيد حسين نصر