قرآن آمد آيتى ديگر در « 1 » بازگشت نفس كه
« إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ »
« 2 » يعنى سوق نفوس و بازگشت بحقيقت . و قوله تعالى
« ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ »
« 3 » ياد كرد بخداى خويش ، و آيتى ديگر :
« إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى »
« 4 » يعنى بازگشت بخداى .
قاعده
( 76 ) بدان كه تناسخ محالست زيرا كه اگر تصرّف نفس نقل كند بتنى از جنس تنش از بهر صلاحيّت آنست كه درو تصرّف كند ، پس او را از واهب نفسى حاصل شود ، و اين نفس منتقل هم در او تصرّف كند ، پس لازم آيد كه يك تن را دو نفس باشد : يكى فائض و يكى مستنسخ « 5 » ، و اين محالست . و همچنين اگر از مردم نزول كند بجانوران ديگر بدنها بر نفوس زيادت شود ، و اگر از حيوان بالا رود به انسان نفوس زيادت شوند بر ابدان ، و اين همه محالست .
قاعده
( 77 ) عامّهء مردم پنداشتند كه هيچ لذّتى ديگر نيست بجز از لذّت حسّى ، و ندانستند كه فرشتگان را لذّت بشهود جلال حقّ تعالى عظيمتر و تمامتر است از لذّت خوردن و آشاميدن . و بدان كه لذّت دريافتن است [ آنچه را كه برسد ] « 6 » از كمال مدرك و خير او بدريابنده چون شاغلى و مضادّى
هامش
( 1 ) ديگر در : - درI( 2 ) سورهء 75 ( القيامة ) آيهء 30
( 3 ) سورهء 89 ( الفجر ) آيهء 29
( 4 ) سورهء 96 ( العلق ) آيهء 8
( 5 ) مستنسخ : -I )فيحصل للحيوان الواحد نفسان مستنسخة و فايضةA (( 6 ) آنچه را كه برسد : آنچه برسندI