خشم برو غالب شود چنان كه پادشاه جابر ، بلكه ايشان را عذاب كند « 1 » به هيأت بد كه در نفوس ايشان حاصل شده است كه قضا و قدر او را شوق كرده است به او چنان كه كسى بهمّت سابق او را شوق كند ببيمارى . و با اين معنى گواهى مىدهد آيات از قرآن مجيد :
« سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ »
« 2 » اى ثوابدهنده و عقابكننده ايشان را بصفات ايشان چنان كه بيمارى كه افراط كند در خوردن غذا و رنج او از آن افراط باشد . و آيتى ديگر :
« جَزاءً وِفاقاً »
« 3 » يعنى موافق كسبهاى « 4 » ايشان ، و آيتى ديگر :
« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ »
« 5 » ، و آيتى ديگر و آن آنست كه گفت
« وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ »
« 6 » يعنى شواغل هيولانى و رذيلتهاى جسمانى .
قاعده در بقاى نفس
( 75 ) چون روشن گشت ترا كه اجزاى تن متحلّل مىشود و متبدّل مىگردد ، و آنچه از تو مدركست ثابت است ، اگر نفس [ از آنچه بودى كه باطل شدى ببطلان جسد البته ] « 7 » باطل گشتى در حالت تبدّل اوّل ، زيرا كه علاقت نفس با روح است و روح پيوسته در تبدّل و تحلّل است . و نفس در مكان نيست و در محلّ نيست تا او را مزاحمى بود ، و يا
هامش
( 1 ) كند : كنندI( 2 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 140
( 3 ) سورهء 78 ( النباء ) آيهء 26
( 4 ) كسبهاى : كسانهاىI )يوافق مكاسبهمA (( 5 ) سورهء 9 ( التوبة ) آيهء 49
( 6 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 75
( 7 ) از آنچه بودى كه باطل شدى ببطلان جسد البته : -I )فلو كانت النفس مما تبطل ببطلان الجسد لبطلت . . .A (