تمامتر و كاملتر از اين كه هست نتواند بود و چيزى كه آن محالست مقدور نيست . و اگر بارى را غرضى بودى فضل او ثابت نگشتى چنان كه در قرآن آمده است كه
« وَ لكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعالَمِينَ »
« 1 » ، آيتى ديگر :
« ذِي الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ »
« 2 » .
( 73 ) و بارى تعالى منزّه است از آن كه كار او آن باشد كه بيوه زنى را كور گرداند و يا يتيم را شيرخواره فرو گذارد بمرگ شيردهندهء او و يا هتك ستر كسى كند ، بلكه آن همه لوازم مقدور اوست بحركات كلى ، چنان كه گواهى دارند بدان آيتها از قرآن ، و گفت
« كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ »
« 3 » . آيتى ديگر گفت
« مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ »
« 4 » يعنى همه مقدّر است و بركشيده و چيزى زيادت و نقصان نشود .
( 74 ) و ترازوى حوادث حركات آسمانست ، و حضور حقّ تعالى از ظلم منزّه است ، چنان كه در قرآن آمد كه
« ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ »
« 5 » يعنى خداى عزّ و جلّ بر بندگان ظلم نكند . و آن چيزهائى كه دلالت است بر آنكه حركات را مدخل است در حوادث آيتى است از قرآن و آن آنست كه گفت
« لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »
« 6 » . و اجل بحضور وقتست و زمان مقدار حركتست و حوادث مشروطاند بحركات . اگر گويند كه چون همه به قضا و قدرست پس گناهكار را چرا عذاب كند بر گناه و قدر او را بدان مبتلا كرده است ، جواب دادند كه عذاب نه از بهر آنست كه بارى تعالى را
هامش
( 1 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 252 ، و اللّه ذو فضلI( 2 ) سورهء 40 ( المؤمن ) آيهء 3
( 3 ) سورهء 13 ( الرعد ) آيهء 9
( 4 ) سورهء 15 ( الحجر ) آيهء 19
( 5 ) سورهء 41 ( فصلت ) آيهء 46
( 6 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 32