پستان كند و از چاه احتزاز كند . و نظر كن بالهام مگس انگبين و اشكال مسدّس او و ساختن خانهء عنكبوت و مثلّثهاى آن و عجائب جانوران چنان كه اشارت كرد در تنزيل و آن آنست كه
« أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى »
« 1 » همه چيزها را بيافريد وانگه ايشان را كمالات بخشيد ، آيتى ديگر
« وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى »
« 2 » . و بنگر كه چگونه هر چيزى را كمال بخشيد و او را شوقى و عشقى داد ، طبيعى را به قدر طبيعى و ارادى را به قدر ارادى ، و چون نظام نگاه داشت و وجود را بر پاى داشت بعشق جلالش و عظمتش و اگر نه عشق عالى بودى سافل هرگز پايدار نشدى .
قاعده
( 65 ) حقّ تعالى بر او چيزى واجب نشود بر سبيل الزام ، و لكن به دو چيزها واجب شوند و غنى و بخشندهء مطلق او است . و غنىّ مطلق آنست [ كه ذات او و كمالات او ] « 3 » بر ديگرى موقوف نشود « 4 » . و چون دانستى كه ممكنات همه مفتقراند بواجب الوجود ، پس غنىّ مطلق نيست الّا واجب الوجود . و دو غنىّ مطلق نشايد كه باشد زيرا كه اگر يكى در زير قدرت آن ديگرى آمدى او را اولاتر بودى ، و چون در زير قدرت او در نيايد او را اولاتر نباشد . پس او فقير باشد و آنچه او را اولاتر است او را نايافت باشد . پس غنىّ مطلق يكيست ، و آنچه بجز
هامش
( 1 ) سورهء 20 ( طه ) آيهء 52
( 2 ) سورهء 87 ( الاعلى ) آيهء 3
( 3 ) كه ذات او و كمالات او : كه با ذات او با كمالات اوI )الغنى المطلق هو الذى يتوقف ذاته و لا كمال لذاته على غيرهA (( 4 ) نشود : شودI