كند ازو شريفتر باشد ، پس از واجب الوجود ممكن شريف حاصل شد ، و بواسطهء او ممكن خسيس موجود شد .
( 55 ) و وجود تمامتر و كاملتر از اين كه هست محال است كه باشد چنان كه در تنزيل آمد .
« صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ »
« 1 » ، اشارتست بنظام محكم . آيتى ديگر گفت
« ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ »
« 2 » ، اشارتست بمناسبت محفوظ و نظام مضبوط كه هيچ دور معطّل نيست و از آثار عنايت حقّ تعالى عرى و خالى نيست . و هر چيزى بايد كه بكمالى كه لايق اوست برسد ، و حقّ تعالى اگرچه فعل او بوسائط تمام مىشود الّا آنست كه فاعل مطلق و مبدع مطلق اوست ، و ديگرى را رتبت ابداع نيست ، و چيزهاى ديگر وسائطاند نه مبدع ، و آن وسائط نيز هم به دو مىرسد .
قاعده
( 56 ) و جرمى كه حركت مستدير كند متصوّر نيست كه حركت طبيعى باشد ، زيرا نشايد كه جسم حركت كند و طبع به جائى كه ملايم و لايق او نباشد ، بلكه حركت به چيزى كند كه ملايم و لايق او باشد تا اگر جسم را هر چه ملايم اوست از احوال همه حاصل شد حركت نكند بطبع زيرا كه آن طبع او حركت را مرجّح « 3 » نباشد و چون جسم متحرّك بمطلوب طبيعى برسد بايستد . و جسمى كه حركت او دورى
هامش
( 1 ) سورهء 27 ( النمل ) آيهء 90
( 2 ) سورهء 67 ( الملك ) آيهء 3
( 3 ) مرجح :
مرشحI )إذ لا ترجح بحركته من طبعهA (.