تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
( 57 ) و ما با آنكه شواغل بسيار داريم و نزوع بلذّات بدنى ، چون نفوس ما پاك شود و شهوات كم كنيم « 1 » و در ملكوت انديشه كنيم و به مطالعهء عجائب نسبت روحانى لطفى در ما پديد آيد ، بىدرنگ بارقات « 2 » الهى در ما حاصل شود و بر ما درخشد و انوار قدسى بر ما تابد و از آن لذّت يابيم كه هيچ لذّتى مانند آن نباشد . و نفوس فلكى را هيچ شاغلى نيست از عالم او از شهوت و يا غضب ، و اگر او را نيز ارادت متعدّد بودى چنان كه ارادت ماست ، پس ايشان نيز مضطرب « 3 » بودندى و حركات ايشان مضبوط نبودى ، پس ايشان مستغرق‌اند در نور الهى و لذّت قدسى . و از آن سبب حركات ايشان منبعث مىشود و دائم مىماند بر يكسان ، و متغيّر نمىشود . و مطلوب همه بر يك وتيرت نيست زيرا كه اگر بر يك وتيرت بودى حركات ايشان مختلف نيامدى و بعضى بر ديگرى مانندگى نمىكند ، و بيك چيز مانندگى نمىكنند زيرا كه اگر بيك چيزى مانندگى كردندى حركات ايشان متّفق بودى و نه چنين است . و حركت از بهر سافل « 4 » نمىكنند زيرا كه سافل را نزد ايشان قدرى نيست كه از بهر ايشان حركت كنند بر دوام . پس هر يكى را معشوقيست قدسى ، يشبّه به نفسه ، يعنى خود را بديشان مانند مىكنند و از او نور پيوسته مىستانند و لذّت متوالى در مىيابند . ( 58 ) و چون بر او اشراق كنند موجب حركت شود و حركت استدعاى نور ديگر كند . و اشراقات متواتراند و پيوسته‌اند و حركات بسبب آن
هامش
( 1 ) كنيم و : كنيمI( 2 ) بارقات : با اوقاتI )البارقاتA (( 3 ) مضطرب : مضطرI )لاضطربتA (( 4 ) سافل : عاقلI )و السافل ليس لها عندها من القدرهA (