تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
كه عقول بسيارند ، چنان كه در قرآن آمده است
« وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ »
« 1 » ، و آيتى ديگر :
« وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ »
« 2 » . ( 53 ) و بدان كه عقول و نفوس ناطقه اگر چه هنبازى دارند در آنكه جسم نيستند و اشارت‌پذير نيستند و منقسم نيستند نه در وهم و نه در عين زيرا كه ايشان از مقادير منزه‌اند ، الّا آنست كه نفس متصرّف است در جسم و عقل در جسم تصرّف نكند ، پس عقل جوهرى است مجرّد از مادّه از جمله وجوه ، و نفس را تصرّفى و علاقه‌ايست باجسام ، و در قرآن آمده است كه
« فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً »
« 3 » يعنى المفارقات من جميع الوجوه .
« فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً »
« 4 » ، يعنى جوهر مفارق كه مدبّر و متصرّف‌اند در اجسام و آن نفوس و عقول فعّالند چنان كه در تنزيل آمد كه
« وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ »
« 5 » ، آيتى ديگر
« أَنَّا خَلَقْنا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينا أَنْعاماً »
« 6 » . پس حقّ تعالى را دستها جواهر روحانىاند نه جواهر جسمانى .

قاعده

( 54 ) و چون ممكن خسيس موجود شده است واجب كند كه ممكن اشرف پيش از او حاصل باشد زيرا كه واجب الوجود اگر به جهت وحدانى اقتضاى اخسّ كند و اشرف را رها كند ، پس چون فرض كنيم كه ممكن اشرف حاصل شد استدعا كند كه از جهتى حاصل شود كه آن از واجب الوجود شريف‌تر باشد . و اين شريف شايد كه ايجاد چيزى
هامش
( 1 ) سورهء 74 ( المدثر ) آيهء 34 ( 2 ) سورهء 16 ( النحل ) آيهء 8 ( 3 ) سورهء 79 ( النازعات ) آيهء 4 ( 4 ) سورهء 79 ( النازعات ) آيهء 5 ( 5 ) سورهء 51 ( الذاريات ) آيهء 47 ( 6 ) سورهء 36 ( يس ) آيهء 71
مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 149 | نجفقلى حبيبى / يحيى السهروردي ( شيخ اشراق ) / هانرى كربن / سيد حسين نصر