تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
و لذّت سمع در شنيدن آوازهاى خوش است و المش در شنيدن آوازهاى ناملايم ، و لذّت قوّت « 1 » شهوانى [ در قضاى شهوت است ] « 2 » ، و لذّت قوت غضبى انتقام است [ تا رنجها به كسى رسد ] « 3 » كه برو خشم دارد . لذّت و الم « 4 » هر يكى ازين قوى « 5 » ديگرى ازو غافل باشد ، چنان كه شمّ نه از طعم « 6 » خوش لذّت يابد و نه از طعم ناخوش « 7 » ، از آن روى كه طعمى « 8 » ناخوشست ، متألّم شود . و كمال و لذّت روان دريافت وجودست از مسبّب الاسباب و عقول و نفوس و سماويّات « 9 » و عنصريّات بر ترتيب ، تا چون منتقش « 10 » شود بمعقولات بعد از مفارقت عالمى « 11 » عقلى گردد بفعل « 12 » از جملهء وجوه . ( 77 ) و از جهت عقل عملى « 13 » كمالش آنست كه او را بر بدن « 14 » هيأت استعلائى باشد نه هيأت انفعالى از « 15 » بدن و خلق عدالت او را حاصل شود . و عدالت عفّت است و شجاعت و حكمت . و عفّت توسّط قواى « 16 » شهوانيست در آنچه مشتهى باشد و نامشتهى بحسب رأى صحيح . و عفّت در ميان دو چيز مذمومست و آن [ خمود است و شبق ] « 17 » . و شجاعت توسّط قوّت « 18 » غضبى است در آنچه ازو خشم گيرند و نگيرند بر نسق رأى درست و آن در ميان دو خلق مذموم است چون تهوّر و بددلى . و حكمت توسّط [ استعمال عقل عملى « 19 » ] است در آنچه تدبير زندگانى كنند « 20 » و نكنند بحسب رأى
هامش
( 1 ) قوت : قوتىS( 2 ) در قضاى شهوات است : -F( 3 ) تا رنجها به كسى رسد : يا رنجها به كسى رسانيدنSH( 4 ) لذت و الم : المىF( 5 ) قوى : قوتىF( 6 ) از طعم : -SH( 7 ) ناخوش : -SH( 8 ) طعمى : طعمF( 9 ) و سماويات : - سماوياتSH( 10 ) منتقش : مستعدF( 11 ) عالمى : علمىFعالمSH( 12 ) بفعل : و بفعلF( 13 ) عملى : علمىF( 14 ) بر بدن : بديدنF( 15 ) از : اوF( 16 ) قواى : قوتSH( 17 ) خمود است و شبق : خمود و شبق استSH( 18 ) قوت : -F( 19 ) استعمال عقل عملى : - استعمالFاستعمال علم و عقلSH( 20 ) كنند : كندF