تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
واقع شدى ازينها دفعة با آنكه ممتنع است بر امكان ، هنوز ما لا يتناهى ناموجود « 1 » شده بماندى ، پس هم چنان كه مبادى را قوّت فعل بىنهايت است هيولى آفريده شد كه قوّت انفعالى بىنهايت دارد ، و اجسامى موجود گشتند از [ جود حقّ سبحانه و تعالى « 2 » كه از بهر غرض علوى حركات بىنهايت مىكنند ازلا و ابدا . و از آن استعدادات بىنهايت حاصل مىشود ، و حوادث لايتناهى از واهب صور ( پديد مىآيد ، و نفوس ناطقه قرنا بعد قرن موجود ) « 3 » مىشوند ] « 4 » « 5 » . و آنچه كامل مىگردد « 6 » [ بجناب حقّ باز مىگردد ] « 7 » ، كه اگر اين حركت نبودى هيچ حادثى نتوانستى بود . مدّتى بعضى از نفوس خلافت [ زمين بجاى مىآرند ] « 8 » و نوبت خود مىدارند و هيولى را از تصرّف . خود مىبردارند ، تا ديگران موجود شوند و زاد آخرت خود بسازند « 9 » . ( 70 ) و بدان كه اگر بدن « 10 » پشه را استعداد قبول نفس ناطقه بودى ، از واهب صور او را حاصل شدى ، زيرا كه « 11 » مبادى بخيل نيستند و در هر چه نگاه كنى آثار « 12 » رحمت و عنايت حقّ بينى . بنگر كه اگر افلاك جمله نورانى بودندى شعاع ايشان زمين را حرق « 13 » كردى و اعتدال باطل شدى ، و اگر بىنور بودندى اين عالم در ظلمت بماندى ، و نشو حيات درو نبودى . و اگر افلاك ثابت بودندى ، بعضى از « 14 » زمين كه شعاع كواكب برو بودى « 15 » تباه شدى و باقى بىنور بماندى . و اگر پيوسته بر يك دايره
هامش
( 1 ) ناموجود : را موجودFيا موجودT( 2 ) سبحانه و تعالى : -SH( 3 ) پديد مىآيد . . . موجود : -F( 4 ) جود حق . . . مىشوند : -T( 5 ) مىشوند : مىشودSH( 6 ) كامل مىگردد : كامل مىگردندSHF( 7 ) بجناب حق باز مىگردد : -SHبجناب حق باز مىگردندF( 8 ) زمين بجاى مىآرند : -F( 9 ) بسازند : سازندSH( 10 ) بدن : -SH( 11 ) كه : يكىF( 12 ) آثار : اشارتF( 13 ) حرق : خزفSH( 14 ) از : ازينF( 15 ) بودى : نبودىF