تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
موجود شود . و خير محض عالم اشرف است « 1 » و آن عالم عقلست و مثل آن . و امّا مانند آب و آتش ، ظاهرست كه نفع ايشان بيشتر از ضرّشانست « 2 » ، و نفع آتش را لازم « 3 » افتد كه گاه‌گاه جامهء درويشى را بسوزاند . و خير بسيار را از بهر شرّ كوچك « 4 » بجا رها كردن شرّى بسيار باشد . و شرّ غالب در وجود نيست . اگر كسى « 5 » گويد كه اين قسم را چرا چنان نيافريد « 6 » كه شرّ درو نباشد ؟ اين سؤال « 7 » او « 8 » فاسد باشد ، و هم چنان بود كه كسى گويد آب را چرا غير آب نكردند و آتش « 9 » را غير آتش . و اگر همه خير محض بودى ، قسم اول شدى و قسم دوم نبودى . و وجود عالم ممكن نباشد كاملتر از آنكه حاصلست . ( 68 ) اگر كسى « 10 » گويد كچون حوادث به قضا و قدرست گناه كار را چرا عقاب « 11 » كنند ؟ گويند كه عقاب بر خطيئه « 12 » نه منتقمى « 13 » بيرونى كند از سر غضب ، بلكه نفس حامل عذاب خويش است با خود ، هم چنان كه كسى مبتلا شود به بيمارى از بهر « 14 » تهمتى سابق . اگر گوئى كه چون بيان كرده شد كه خير بيش از شرّست ، چونست كه بر مردم طاعت شهوات و غضب و جهل و انصراف از آخرت غالبست و بيشتر شقىاند ؟ بدان كه مراتب « 15 » مردم در اين عالم سه است : طرف اقصى در سعادت دنياوى ، و متوسط بر مراتب بسيار ، و سافل كه عرصهء مصائب مالى و بدنى « 16 » باشد .
هامش
( 1 ) اشرف است : اشرفF( 2 ) ضرشانست : منور شانستF( 3 ) لازم : ملازمSH( 4 ) شر كوچك : كوچكF( 5 ) كسى : -SH( 6 ) نيافريد : نيافريدندSH( 7 ) سؤال : سودF( 8 ) او : او را و باطلSH( 9 ) آتش : + نكردندSH( 10 ) كسى : -SH( 11 ) چرا عقاب : عقاب چراSH( 12 ) خطيئه : خطايتS( 13 ) منتقمى : تهمتىF( 14 ) بهر : -F( 15 ) مراتب : و مراتبH( 16 ) مالى و بدنى : بدنى و مالىSHبدنى و حالىT