كنند و از وجود دل سرد كنند « 1 » ، و با خود اين منادى كنند كه « 2 »
فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
« 3 » ،
زين جهان همه سراسر غم * دلم از دل گرفت و از جان هم
با دوست گرم شوند ، روحشان با نفس در جدال « 4 » آيد ، و جسمشان با جسم « 5 » در حسد ، عالميان « 6 » اين را محب خوانند « 7 » ، ( چون اين حال روى نمايد ) « 8 » قرآن مجيد اين تجربت بكند « 9 » نشان
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
« 10 » اين باشد ، « قال عليه الصلاة و السلام » « 11 » الموت جسر « 12 » يوصل الحبيب الى الحبيب ، هر كه جان جان « 13 » دارد سرسر ندارد ، و اينجا « 14 » مرد عاشق مرگ گردد ، تا سيد ولد آدم در اين مقام گويد الرفيق الاعلى « 15 » « و نيز گويد : يا ليتنى غودرت مع اصحابى » « 16 » و آن خوبروى مصرى گويد « 17 »
تَوَفَّنِي مُسْلِماً
« 18 » ، و آن سر مردان « 19 » و مرد ميدان كرار غير فرار گويد « لا يبالى ابوك وقع على الموت ام وقع الموت
هامش
( 1 ) - ض : دلسرد گردانند
( 2 ) - م - « كه » ندارد
( 3 ) - قرآن مجيد آيهء 88 سورهء دويم « البقره » ض ، ل ، ى : آيه را ندارد - ض ، چ ، ى : افزوده : بيت . ل : افزوده :
نظم
( 4 ) - ذ : با يقين در جدال
( 5 ) - چ : چشمشان با چشم - ض ، ك : و چشمشان با جسم
( 6 ) - ل : عالمان
( 7 ) - چ ، ض ، ك ، ل ، ى : محبت نام كنند - ذ - محب نام كنند .
( 8 ) - م : روى داد - آنچه ميان پرانتز است در ل ، ى ، نيست
( 9 ) - چ ، ك : تجربت كرد - ل : اين تخريب نكند . ى : اين سخريت نكند - در ض ، افزوده : فتمنوا الموت ان كنتم صادقين
( 10 ) - از آيهء 59 سورهء پنجم « المائدة »
( 11 ) - مطابق نسخهء ك است
( 12 ) - م ، ك : خير ؟
( 13 ) - چ : مرجان جان . ض : كه هركه . . .
( 14 ) - م : اينجا ذ ، ض : و اينجا
( 15 ) - م - الرفيق الاعلى با سيد ولد آدم در اين مقام گويد - چ ، ل ، ى : تا سيد عالم صلى اللّه عليه و سلم گويد كه الرفيق الاعلى
( 16 ) - متن موافق ذ ، ض ، تصحيح شده است - م : يا ليتنى اقتلتنى عودت مع اصحابى . چ : يا ليتنى دعوت . ل :
يا ليتنى عورت . ى يا ليتنى عوذرت معه
( 17 ) - ذ ، ض : و خوبروى مصرى در اين مقام گويد
( 18 ) - از آيه 102 سورهء دوازدهم « يوسف »
( 19 ) - م ، ك : و آن شيرمردان