دلربائى و جانفزائى « 1 » نبيند هجرت نكند ، چنانك در قصيدهء گفته است « 2 » : « شعر » « 3 »
هيچكس را نامده است از دوستان در راه عشق * بىزوال ملك صورت ملك معنى در كنار « 4 »
و چون وراى خود دلربائى و جانفزائى « 5 » را ديد از خود بدوست هجرت كرد « 6 » و قرآن مجيد مىگويد : « 7 »
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
« 8 » ، معاذ اللّه ، معاذ اللّه « 9 » غلط كردم ، چه موت و فوت « 10 » ، مردى « 11 » كه در راه دوست جان را هدف تير بلا كند « 12 » « به خود « 13 » مرده و به دو زنده باشد ، گاه تيغ محنت از بيرون گلش پارهپاره كند « 14 » » چون حمزه ، و گاه « 15 » آتش محبت از درون دلش « 16 » شاخ شاخ بالا آيد « 17 » چون سلمان « 18 » « آنكه زخم ظاهر خورد قتل شهيدا و آنكه زخم باطن خورد » « 19 » اشارت كند مات شهيدا صد « 20 » فتحش روى دهد « 21 » ، مايهء حيوة در كنار مرگ غلتد « 22 » . تا آب در خاك باشد و گوهر در سنگ . سيد كائنات « صلى اللّه عليه و آله » « 23 » على را « عليه السلام » « 24 » اين كيمياگرى تعليم كرد ، « كه يا على » « 25 » احرص على الموت توهب لك الحياة ، عزيزان در اين مقام نفس را فداى روح « 26 »
هامش
( 1 ) - چ ، ل ، ى ، افزوده : خود را . ذ ، ض : ندارد
( 2 ) - ل ، ى : گفت
( 3 ) - چ ، ل : نظم - ذ ، ض ، ل ، ى : ندارد
( 4 ) - ديوان سنائى صفحهء 192
( 5 ) - متن با چ موافق است ك : و جانافزاى . ساير نسخ : دلرباى و جانفزاى
( 6 ) - متن با - ل ، ى ، مطابق است . م ، ذ ، ض : به دو هجرت كرد . چ : بدوست پيوست هجرت كرد
( 7 ) - چ ، افزوده : كه
( 8 ) - قرآن مجيد آيهء 69 سورهء بيست و نهم « العنكبوت »
( 9 ) - چ ، ذ : معاذ اللّه دوم را ندارد
( 10 ) - چ : و چه قوت - م - چه صورت و قوت . ى : چه صولت و قوت
( 11 ) - م ، ذ ، ض : مردى را
( 12 ) - م : هدف كند . متن مطابق چ ، ذ ، ك : است
( 13 ) - ذ : خود
( 14 ) - م ، چ ، ل ، ى . ندارد
( 15 ) - م - گاه « بدون واو »
( 16 ) - م : « دلش » ندارد
( 17 ) - ذ ، ض : بالا مىگيرد
( 18 ) - م : چون سفيان
( 19 ) - از نسخهء م و چند نسخهء ديگر ساقط شده است
( 20 ) - ذ ، ض : اصل
( 21 ) - چ : روى نمايد . ذ ، ض : روى داد
( 22 ) - چ : غلطد . ض ، ك : مىغلطد
( 23 ) - م ندارد
( 24 ) - در م نيست - چ ، ك : كرم اللّه وجهه - ل : ى : رضى اللّه عنه
( 25 ) - در م : نيست . و متن با چ ، ى ، موافق است
( 26 ) - م : نفس صيد روح