و قال عليه السلام « 1 » : من عاش « 2 » مات و من مات فات و كل ما هو آت آت « 3 » . و چون از ديوان اعلى شاهنشاهى معظمى « خلد الله ملكه و ضاعف اقتداره « 4 » » مثال فرمودند :
من خادم را اين پنج « 5 » هزار بيت « 6 » نسخت دادم ، از بهر بارگاه اعلى شاهنشاهى اعز اللّه انصاره « 7 » و به موقع احماد افتاد ، و پسنديدهء ( مجلس اعلى « 8 » ) آمد . و چون وى جاى خالى كرد ، اين زندانيان عالم فنا يكديگر را به رفتن او تعزيت مىگويند ، كه « 9 » يا اسفى « 10 » على الفراق . و آن بستانيان عالم بقا يكديگر را به آمدن او تهنيت مىكنند و مىگويند ، « كه مرحبا بالوصال » « 11 » ، چه تعزيت رفتن ، بلكه تهنيت رسيدن ، كه هر عزيزى كه از خود به دوست هجرت كند و سد ديدهء خود را « از راه » « 12 » ، بردارد ، و از باديهء نفس بگريزد ، و روح را در پرواز آرد ، و در وصل « 13 » كوبد ، و رضاى دوست جويد ، علت سودا « 14 » دفع كند ، و از نشانهء هوا روى بگرداند ، و هجرتش از خود به حضرت نبوت باشد ، و منزلش از اين خاكدان بجوار « 15 » ربوبيت بود « 16 » ،
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
« 17 » تا سيد كائنات و مهتر موجودات « عليه السلم » « 18 » از صدق اين هجرت خبر داد : من هاجر الى امراة أو إلى شىء فهجرته الى ما هاجر اليه « 19 » ، ليكن آن سالك تا « 20 » وراى خود
هامش
( 1 ) - چ : قال النبى عليه السلام - ل ، ى : قال النبى صلى اللّه عليه و سلم
( 2 ) - چ ، ل : من عاشق
( 3 ) - از جمله خطبهء قس بن ساعدهء ايادى است كه پيغمبر آن را روايت فرموده و حديث نبوى نيست رجوع شود به عقد الفريد صفحه 375 ج 2
( 4 ) - چ ، ذ ، ض ، ى : ندارد
( 5 ) - چ ، ل ، ى : ده هزار - ذ ، م ، ض : پنج هزار - ك : چند هزار
( 6 ) - م - ض : بيت را
( 7 ) - ض : اعلاء اللّه - ك : لا زال عاليا
( 8 ) - ذ ، ض : ندارد
( 9 ) - م : « كه » ندارد
( 10 ) - ذ : وا اسفا
( 11 ) - م : ندارد
( 12 ) - م - ندارد
( 13 ) - چ : وصال
( 14 ) - ل : سواد
( 15 ) - ك : در جوار
( 16 ) - چ ، افزوده : كه
( 17 ) - قرآن مجيد آيهء 69 از سورهء بيست و نهم « العنكبوت »
( 18 ) - چ : صلوات اللّه و سلامه . ل ، ى : صلى اللّه عليه و سلم
( 19 ) - حديث نبوى « صحيح بخارى ج 1 صفحهء 38 »
( 20 ) - م ، چ ، ض ، ى : ليكن تا آن سالك