تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
چنانك « 1 » به صفوت « 2 » ملكيست به صورت ملكى گردد . آن خودشناس پاس سپاس اين نعمت به ديدهء جهان « 3 » ديده بداشت « 4 » ، و منت منت اين رتبت « 5 » به جان جان برداشت ، آن جام لطف « 6 » نوش كرد ، و زمين خدمت « 7 » بوس كرد و گفت « 8 » : اين خادم خرس « 9 » حرص بر خويشتن چير نكردست « 10 » ، و در خرسندى « 11 » پيش نكردست « 12 » ، طعم طمع نچشيدست ، و آواز آرزو « 13 » در گوش هوش نگذاشتست « الرباعية « 14 » »
درويش نيم اگرچه كم « 15 » مىكوشم * ديوانه نيم اگرچه گم شد هوشم گر بىبرگى به مرگ مالد گوشم * آزادى را به بندگى نفروشم
« 16 » مسرور غرض و مغرور عوض نبوده‌ام « 17 » ، با عشق دمسازى دارم و با صدق دل‌رازى « 18 » ، اينك مدت چهل سال است تا قناعت توشهء من بودست ، و فقر « 19 » پيشهء من « 20 » .
حرص و شهوت خواجگان را شاه و ما را بنده‌اند * بنگر اندر ما و ايشان گرت نايد باورى « 21 »
هامش
( 1 ) - م - چنانك « بىواو عطف » ( 2 ) - ذ : به صفت . ض : به صورت ( 3 ) - ل ، ى : جهانى ( 4 ) - م - برداشت ( 5 ) - چ ، ل : و منت اين ميت ( 6 ) - ل ، ى : لطيف ( 7 ) - م : و خدمت و زمين - متن مطابق ى ، ل : است . ك : و خدمت كرد و حلقهء بندگى در گوش و زمين ( 8 ) - م - گفت « بدون واو » ( 9 ) - چ : حرص - ذ : جرس - ض : هرگز جرس ( 10 ) - چ : چيره نكرده است - ذ ، ض : نبسته است ( 11 ) - چ ، ل : افزوده : و قناعت ( 12 ) - ذ ، ض : نكرده ( 13 ) - ل ، ى : و آواز آن ( 14 ) - بيشتر نسخ ندارد ( 15 ) - چ : اگرچه خود ( 16 ) - ظاهرا از حكيم سنائى باشد و در ديوان وى نيست ( 17 ) - چ ، ل : عرض نبوده ( 18 ) - ك : دلبازى ( 19 ) - ل ، ى : صبر ( 20 ) - اضافه دارد - ذ : چنان كه گفته است - ض : چنان كه گفته شده است بيت - ى : قطعه ( 21 ) - از يكى از قصايد سنائى است « صفحهء 493 ديوان سنائى چاپ طبع كتاب » و در نسخهء - چ - اين دو بيت را كه از همان قصيده و پيش از اين بيت است اضافه دارد :چند گويى گرد سلطان گرد تا مقبل شوى * رو تو و اقبال سلطان ما و دين و مدبرى هفت كشور دارد او من يك درى از عافيت * هفت كشور گو ترا بگذار بر من يك درى