تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 744

مساهمون:

ص٧٤٤
ناتمامى « 1 » عقل بودستم * خويشتن را بيازمودستم اى كسانى كه اهل غزنينيد * بر سر خاك چون كه بنشيند « 2 » هرزه و بيهده مپردازيد « 3 » * نفط در خرمنم ميندازيد « 4 » ظاهر آنچه گفتهاى منست * وصف نقش خط خداى منست تو مخوانش غزل كه توحيدست * باطنش وحى و حمد و تمجيدست « 5 » گر توانيد گه گهم بدعا * ياد داريد مهتر و برنا « 6 » كه بيامرزش اى خداى خبير * عذر تقصيرها ازو بپذير

كتاب كتبه الى بغداد مع نسخة تصنيفه انفذه عند الامام « 7 » الاجل الاوحد برهان الدين « 8 » ابى الحسن على بن ناصر الغزنوى « 9 » يعرف « 10 » ببريان‌گر « 11 »

اى تو بر دين مصطفى سالار * بر طريق برادرى « 12 » كن كار عهد ديرينه را به ياد آور * وز طريق برادرى مگذر « 13 » دين حق را به حق توئى برهان * مر مرا زين عقيلها برهان تو ببغداد شاد و من ناشاد * خود نگوئى ورا رسم فرياد سال و مه ترسناك و انده‌گين * مانده « 14 » محبوس تربت غزنين مكن آخر برادرى پيش آر * وز ميان اين حجابها بردار گرچه هستم اسير هر نااهل * چشم دارم كه كار گردد سهل تا كى « 15 » اين انقباض و اين دورى * بسر من كه تو نه « 16 » معذورى
هامش
( 1 ) - ذ : تا تمامى ( 2 ) - ذ :آن‌كسانى كه اهل غرنينند * بر سر خاك من چو بنشينند( 3 ) - ذ : مپردازند ( 4 ) - نيندازند ( 5 ) - ك : تحميد است ( 6 ) - ط : جملگى ما را ( 7 ) - ب : الى الامام ، ط : الى الامير ( 8 ) - ل ، ب : برهان الدين جمال الاسلام ( 9 ) - ل : « ابى الحسن على بن ناصر الغزنوى » را ندارد ( 10 ) - ط : الملقب ، ب : المقلب ( 11 ) - ب : افزوده : بسبب طعن الطاعن فى هذا الكتاب ( 12 ) - ض : برادران ( 13 ) - ل : برادران مگذر ( 14 ) - چ : گشته ( 15 ) - ل : تا كه ( 16 ) - ى : كزين