تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 745

مساهمون:

ص٧٤٥
عهدهاى قديم را ياد آر * حق نان و نمك فرومگذار « 1 » اين كتابى كه گفته‌ام در پند « 2 » * چون رخ حور دلبر و دلبند گرچه بسيار ديده‌اى تاليف * هيچ ديدى بدين صفت تصنيف انس دلهاء عارفان سخن « 3 » * تازه و بامزه « 4 » نه بىسر و بن هرچه دانسته‌ام ز نوع علوم * كرده‌ام جمله خلق را معلوم آنچه نصّ است و آنچه اخبارست * وز مشايخ هرآنچه آثارست اندرين نامه جملگى جمع است * مجلس روح « 5 » را يكى شمع است ملكوت اين سخن چو برخوانند * حرز و تعويذ خويش گردانند « 6 » عاقلان را « 7 » غذاى جان باشد « 8 » * عارفان را « 9 » به از روان باشد « 10 » ساحرى كرده‌ام درين معنى * زان كجا عقل دادم اين فتوى گر تبجح بدين كنم شايد * زين سخنها كه جان « 11 » برآسايد يك سخن زين و عالمى دانش * همچو قرآن پارسى خوانش « 12 » روح را سال و ماه همچو غذاست « 13 » * دل مجروح را بسان شفاست « 14 » من چه گويم تو خود نكو دانى * كه نگردم خجل چو برخوانى مر خرد « 15 » را نسيم اوست چو گل * نه چو ديگر حديث بانگ دهل روز بازار فضل و علم مفيد * عرصهء « 16 » علم و عالم توحيد همچو دوشيزه دخترى « 17 » زيبا * بجمال و بها چو ماه سما بحلى « 18 » و حلل چو گردن حور * دست نااهل دار يا رب دور عدّتى مىشناسم اين « 19 » را من * پيش ايزد مهيمن ذو المن
هامش
( 1 ) - ذ : نگذار ( 2 ) - ط : در پند ، م : دربند ( 3 ) - چ : سخن ، م : به سخن ( 4 ) - ل : بامزه ، م : بامژه ( 5 ) - ط : عقل ( 6 ) - چ : خويشتن دانند ( 7 ) - ط : عقلا را ( 8 ) - ض : جانست اين ( 9 ) - چ : فضلا ( 10 ) - ض : روانست اين ( 11 ) - چ : زين سخن جانها ( 12 ) - ط : دانش ( 13 ) - چ : غذيست ، ض : غذى ( 14 ) - چ : شفيست ، ض : شفى ( 15 ) - چ : كه خرد ( 16 ) - ط : عرصه ، م : غصه ( 17 ) - ل : دختر ( 18 ) - ط : بحلى ، م : در حلى ( 19 ) - ط : دانم اين سخن