تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧

اندر افتخار خويش فرمايد

ذم « 1 » شنيدى ز مرغ عيسى رو * مدحم اكنون « 2 » ز آفتاب شنو گرچه چون من سخن‌گزارى « 3 » نيست * بهتر از شاه گوش‌دارى نيست ور چه زين به « 4 » سخن گزارد شاه « 5 » * چشم دارم كه گوش دارد شاه « 6 » خود چه گويم كه در سپيد و سياه * نيك دانم كه نيك داند شاه همچو شمس است شعر من تابان * ليك جرمش در آسمان پنهان مثل مادح تو چون جانست * فعل پيدا و ذات « 7 » پنهانست نافه و نحل و پيله را مانم * كه ز پيدا بهست پنهانم مه كه خورشيد را برو بندند « 8 » * چون جدا گشت ازو برو خندند « 9 » بر كهى كز مهان نهان باشد * گر بخندند جاى آن باشد باشد از دور خوش « 10 » به گوش مجاز * از من آوازه وز دهل آواز خاصه سست و ضعيفم و واله « 11 » * چون دل نافه و تن ناقه « 12 » چون نباشد بر اوج گردون مه « 13 » * پس عطارد هميشه تنها به « 14 » همچو ابرم ز دست مشتى گل * آب در چشم و آتش اندر دل آب و آتش ز ديده و دل من * غرقه دارد هميشه منزل من باد در زير امر و فرمانت * ملك هم گوشهء سليمانت عقل و فرهنگ وجود دين تو باد * نقش جاويد بر نگين تو باد آفريننده باد يار ترا * كآفريد او بزرگوار ترا
هامش
( 1 ) - س ، م : دم ( 2 ) - س : سخن اكنون ، ب : مدحت اكنون ( 3 ) - م : سخن‌گذارى ( 4 ) - س : به زين ( 5 ) - م : گذارى تو ، س : گزارد شاه ( 6 ) - م : دارى تو ، س : دارد شاه ( 7 ) - س : شخص ، م : ذات ( 8 ) - ل : بندد ( 9 ) - ل : خندد ، ب : هم بر او خندند ( 10 ) - ذ : دور خور ( 11 ) - ل : فالح ( 12 ) - س : دل ناقه ، ل : چون تن ناقه و دل صالح ( 13 ) - س : كوكب مه ( 14 ) - س : تنها به ، م : پنهان به