تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 734

مساهمون:

ص٧٣٤
بر من اين درد كوه پولادست * چون تو زين فارغى « 1 » ترا بادست چون دل و دست هم‌زبان دارم « 2 » * عافيت به « 3 » چو اين و آن دارم چژك « 4 » را چون نه تيغ و نه سپرست * سينه مر چژك را حصار سر است لا جرم زين كند « 5 » زمين شد يار * لا جرم زان حصار گيرد مار من ز بهر تو مانده اندر كنج * تو لقب كرده مر مرا « 6 » ناكنج تخم تا در زمين نماند « 7 » سه ماه * بر ازو كى خورى به خرمنگاه در زمستان سه مه بياسايد « 8 » * پس بهارى چنان بيارايد « 9 » من كه در خانه خود چنين « 10 » باشم * از پى خوان « 11 » اهل دين باشم چون همىخوان دانش « 12 » آرايم * كى ز مطبخ « 13 » بسوى باغ « 14 » آيم كم از آن كز تو رخ نهان دارم * مردهء نفس را روان دارم از بلا « 15 » كنج از آن نپردازم « 16 » * تا ترا كنج عافيت « 17 » سازم تا دلم چون بهشت نور دهد * نور تنها نه صد سرور دهد زان همى در برخ فراز كنم * تات « 18 » صد در ز عقل باز كنم نبود نيز گرد « 19 » هر كلبه * خانه و كوى گرد چون گربه
هامش
( 1 ) - چ : فارغ شدى ( 2 ) - ب : چون دل و دست هم‌زبان دارم ، ذ : چون زبان دارم ، م : جز دل و جز زبان گفتارم ( 3 ) - ل : عاقبت به ( 4 ) - م : جنگ ، ل : چژك ، ذ : جزك ( 5 ) - ل : زين كند ، م : كاندرين ( 6 ) - س : تو نهاده مرا لقب ( 7 ) - س : نبود ، ل : نبوده ( 8 ) - س : تا زمستان سه مه نياسايد ، چ : تا زمستان بسى نياسايد ( 9 ) - س : تا بهارى جهان بيارايد ، ب : در بهاران جهان نيارايد ، ل : تا بهاران جهان بيارايد ( 10 ) - س : اين چنين ، ل : خانهء چنين ( 11 ) - س : جان ، م : خوان ، ل : باغ ( 12 ) - م : باغ دانش ، س : خوان جانت ( 13 ) - س : كى ز مطبخ ، ل : كى ز خانه ، م : كه ز خانه ( 14 ) - چ : بسوى يار ( 15 ) - س : از بلا ، م : از گهر ( 16 ) - ب : نپردازم ، م : بردازم ( 17 ) - ل : عاقبت ( 18 ) - س : تات ، م : دو تا ( 19 ) - س : نبود نيز نزد ، ى : نيز شير
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 734 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى