تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠
جرم من اندرين چه مىدانى * چون بديدى كمال نادانى نرسد در ولايت دل خويش * هيچ بىحوصله « 1 » بحاصل « 2 » خويش

فى القناعة

گوشهء گير از اين جهان مجاز * توشهء آن جهان درو مىساز نه ترا با كسى بود پيوند * تا تو گريى « 3 » به درد و آن‌كس خند دولت « 4 » دين چو روى بنمايد * پشت بر كائنات فرمايد ديده چون كحل آشنائى يافت * دل تاريك روشنائى يافت گرد دريا و رود جيحون گرد * ماهى از تابه صيد نكند مرد « 5 » اين دو روزه حيات نزد خرد * چه خوش و ناخوش و چه نيك و چه بد زين دوروزه حيات و پيوندى * به خداى ار تو هيچ بربندى باش تا چنگ مرگ دريازد « 6 » * ناى حلقت ز نان « 7 » بپردازد زانكه در عالم فريب و هوس * كس نكرد اعتماد بر دو نفس طبع بر بود شه قوى نبود * تخت بر آب مستوى نبود نبود زير عرش دانا را * استوى عرشه على الما را باش تا عقل افكند « 8 » فرشت * حل كند استوى على العرشت باش تا صبح صلح روى دهد * شاه شامان درآى كوى زند « 9 » پس در اين چند روزه پيوندى * كنج محراب و گنج خرسندى ديدهء عقل دار در احمد * تا ز راه لحد رسى با حد احد اندر لحد چو جايت ساخت * سر فردوسيان سرايت ساخت روضهء گشت بر تو كنج لحد * فرش روضه ز گنج فضل احد چون بمحراب حق شتابى تو * نور حق در دو ديده يا بى تو
هامش
( 1 ) - س : بىتوشهء به منزل ( 2 ) - ل : بىحوصله ز حاصل ( 3 ) - م : نه تو گوئى ( 4 ) - ك : در دلت ، س : دولت و ( 5 ) - س : نكند مرد ، م : نتوان كرد ( 6 ) - ل : ره يازد ( 7 ) - ذ : خلقت زبان ( 8 ) - س : تا از تو بفكند ، م : عرش افكند ( 9 ) - ب : شاه شامان در اى كوى زند ، م : شام شاهان ز راه كوى دهد
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 730 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى