و اندر آن « 1 » خانه مونس از همه كس * سايهء خانهء من و من و بس « 2 »
خانه تاريك و مرد بىمايه * سايهاى « 3 » باشد از بر سايه « 4 »
مونس من درين چنين خانه * خاطر تيز و عقل فرزانه
اندرين خانه بىشر و شورم * راست خواهى چو مرده در گورم « 5 »
هر سخن كاى بجاى « 6 » خود باشد * كاتب الوحى « 7 » آن خرد باشد
در تماشاى فكرت از اغيار * سايهء خانه هم نيابد بار « 8 »
نبود همچو موش مرد سخن * سايه پرورد و خانه ويرانكن
مرد قانع نه مرد لوس بود * كز طمع گربه چاپلوس بود
يمدح الشيخ الامام جمال الدين فخر الاسلام تاج الخطباء احمد بن محمد الملقّب بالحذور
خلق از اين « 9 » خانه بر حذر باشد * خواجه احمد حذورتر باشد
آنكه خامهش ز سحر بر قرطاس * شب و روزى نگاشت از انقاس « 10 »
معنى اندر ميان خط سياه * درج كرده چو دين ميان گناه « 11 »
گرنه آن سحر « 12 » كردى اندر دم * آب كاغذ ببردى آب از نم
جگر گرم را خطش چو شمال * نم پذيرفته چون اديم زلال « 13 »
اوست فهرست و « 14 » سر جريدهء علم * اوست بنياد جود و مايهء حلم
هامش
( 1 ) - چ : و اندرين ، م : اندر آن
( 2 ) - س : سايهء خانه و من بس ، ل : سايه خانه و سنائى و بس
( 3 ) - ى : عقل را ، س : سايه را
( 4 ) - پ : از پى سايه
( 5 ) - ل : چو مردم گورم ، چو مردهء گورم
( 6 ) - ب : هجاى
( 7 ) - س : كاتب وحى
( 8 ) - ى : سايهپرورد خانه ويران بار
( 9 ) - س : از اين ، م : از آن
( 10 ) - ل : انفاس
( 11 ) - دو مصراع اين بيت در نسخهء س و چند نسخهء ديگر مقدم و مؤخر است
( 12 ) - س : گرنه از سحر ، م : گرنه آن سحر
( 13 ) - ل : زاب زلال ، م : اديم زلال
( 14 ) - م : فهرست سر جريدهء