تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
پس درين منزل فريب و هوس « 1 » * مشورت گر كنى برو « 2 » كن و بس « 3 » مرگ را جوى كاندرين منزل * مرگ حقست و زندگى باطل باطلى را رها كن از پى حق * تا بدانى تو عقبى مطلق « 4 » چون « 5 » ازين دامگاه آهرمن « 6 » * جان بپريد « 7 » خاك بر سر تن تن خود را براى عالم دل * مكن از بهر هيچ ، هيچ « 8 » خجل مىچشانش هميشه تلخ و ترش * گر از اين مرد مرد ورنه بكش كه تن از جان هميشه نور گرفت * جان ز علم و هنر « 9 » سرور گرفت آنكه جان را بعلم پروردست * نيست او خاربن « 10 » كه پروردست

اندر تفضيل سخن خويش گويد

از همه شاعران باصل و بفرع * من حكيمم بقول صاحب شرع شعر من شرح شرع و دين باشد * شاعر راست‌گوى اين « 11 » باشد قسم من دان ز جملهء شعرا * از پيمبر من از خداى آلا « 12 » قدر من كم كند « 13 » عدو گهگاه « 14 » * چون دبيران ز نقش « 15 » بسم اللّه كى شود ز افت دبير « 16 » و قلم * قدر بسم اللّه از دو مدبر كم « 17 » كس بنگرفت « 18 » ماهى از تابه * ديو « 19 » باشد مقيم گرمابه ماهى او من طپيده بر تابه * او شده حيض و من به گرمابه « 20 » مرغ خانه كه « 21 » اندر آب افتاد * دان كه در ورطهء « 22 » عذاب افتاد
هامش
( 1 ) - ب : هوا و هوس ( 2 ) - ب : گر كنى مشورت به دو ( 3 ) - ذ : برون كن كس ( 4 ) - ل : تا بدانى تو راه حق مطلق ( 5 ) - م : چهر ( 6 ) - ب : آهرمن ، م : اهريمن ( 7 ) - ب : برون رفت ( 8 ) - ب : هيچ چيز ( 9 ) - ب : علم و عمل ( 10 ) - ب : آن خار و خس ( 11 ) - س : شاعرى عقل را چنين ( 12 ) - س : از خداوند نعمت و آلا ( 13 ) - ل : كم كند قدر من ( 14 ) - چ : گه‌گه : س چو كله ( 15 ) - س : ز حرف ( 16 ) - كم : كه شود ز افت دويت ( 17 ) - چ : از مدبر كم ، س : از دو و نه كم ( 18 ) - ب : خلق نگرفت ( 19 ) - ب : ديو ، م : ريو ( 20 ) - در نسخهء - س - و بعض نسخ ديگر اين دو مصرع مقدم و مؤخر است ( 21 ) - ب : مرغ خاكى كه ( 22 ) - س : در غوطهء