تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
ليكن از بهر اين سه خصلت را * مىپسندم حيات و مهلت را « 1 » كعب گويد كه گفتمش اى مير * اين سه خصلت بگو و باز مگير گفت عمّر « 2 » يكى كه گه‌گاهى * در سبيل خداى هر راهى « 3 » مىدويم و جهاد « 4 » مىجوئيم * در ره غزو شاد مىپوئيم دوّم آنست كز پى طاعت * سر به سجده بريم « 5 » هر ساعت گاه‌وبىگه خداى مىخوانيم * به خدائى ورا همىدانيم سيم « 6 » آن كين جماعت مشتاق * كه جليس‌اند بىريا و نفاق سخن حق ز ما همىشنوند * همچو مرغ گرسنه « 7 » دانه چنند يا چو ريگى كه تفته « 8 » گشت از تاب * آب يابد خورد بسيرى آب از پى اين سه خصلتم دلخوش * بر سر آب پاى در آتش بحيات از براى خلق خدا * دادم از بهر كردگار رضا گرنه از بهر اين سه حال « 9 » بدى * زين حياتم بسى ملال بدى

در رهائى جستن جان گويد از تن

رقص كن پيش دل به چارهء « 10 » خويش * خرقه كن دلق « 11 » چارپارهء خويش زانكه در بارگاه بىبندى * نبود جان « 12 » و جامه پيوندى « 13 » چند باشد ببند نان « 14 » با تو * دو جوان‌مرد « 15 » عقل و جان با تو چون شه‌آباد شد شهيد آباد * آنگه از عقل و شرع « 16 » يا بى داد آتش اندر زن از پى دين را * ميخ « 17 » خرپشتهء شياطين را چار طبع است در سراى رحيل * آلت « 18 » چارميخ عزرائيل
هامش
( 1 ) - ل : حيات مهلت را ( 2 ) - كلمهء عمر نيز در نسخهء - م - تراشيده شده و روى آن بقلم بدخطى « عصمت » نوشته شده ( 3 ) - ب : خدا بهر راهى ( 4 ) - ب : مىرويم جهاد ( 5 ) - ل : نهيم ( 6 ) - ب : سوى ( 7 ) - ب : گرسنه ، م : سياه ( 8 ) - ب : تفته ، م : تشنه ( 9 ) - ك - خصال ( 10 ) - ب : برنهاد چارهء ، س : برنهاد و چارهء ( 11 ) - ل : خرقهء دلق ( 12 ) - و : نبود نان ( 13 ) - ذ : بىپندى ( 14 ) - ب : باشند مهربان ( 15 ) - س : جوانمرد ، م : جوان مرده ( 16 ) - س : آنگه از ملك و داد ( 17 ) - ب : بيخ ( 18 ) - س : آلت ، م : آفت
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 723 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى