تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 722

مساهمون:

ص٧٢٢
چون بدست زمن زمن باشى * تو نباشى مسن « 1 » مسن باشى زير چرخست رسم پير و جوان * زير چرخ اين نباشد و هم آن « 2 » اى برادر نصيحتم بشنو * به خدا و به كدخدا « 3 » بگرو جز بتدبير پير كار مكن * پير دانش نه پير چرخ كهن پير حكمت « 4 » نه پير هفت اختر * پير ملت نه پير چارگهر چون براهيم پير ملت بود * تختش از صدق و تاج خلت « 5 » بود او برفت از ميان و كم‌پايست « 6 » * ملت او هنوز برجايست مرد بايد كه باشد از دل و دين * از گه امر « 7 » تا بيوم الدّين همچو آدم جوان كهل روان « 8 » * نه چو ابليس تنش پير و جوان « 9 » از سراى دماغ و حجرهء دل * گر يكى دم زند همى عاقل در سر آيد همىبده جا دم * تا بلب زين عنا و درد و الم « 10 » اين جهان را ممارست كردم * گرد از اوميد « 11 » خود برآوردم زين حياتم ز خود ملال آمد * زندگانى مرا و بال آمد

التمثل فى الاجتهاد

ابن خطاب « 12 » آن به مردى فرد * كعب احبار « 13 » ازو روايت كرد گفت اگر نه « 14 » ز بهر اين سه خصال * بوديى بودمى « 15 » حيات و بال كردمى اختيار خود را مرگ * اين حياتم « 16 » دگر نبودى برگ
هامش
( 1 ) - س : تو نگردى مسن ( 2 ) - ذ : و هم آن ، م : و آن ( 3 ) - م : به كدخداى ( 4 ) - ل : همت ( 5 ) - و : حلت ، ل : تاج و خلت ( 6 ) - ل : و كميابست ( 7 ) - ل : از در امر ، ب : از كه از امر ( 8 ) - س : جوان و كهل روان ( 9 ) - س : ريش پير و جوان ، ذ : تنش پير و جوان ، ل : بير خشم و جوان ( 10 ) - ل : از عنا و بلا و رنج و ندم ، ب : زين بلا و عنا و رنج و الم ( 11 ) - پ : گرد اوميد ( 12 ) - م : ابن خياطك - ( اصل نسخه ظاهرا ابن خطاب بوده و تراشيده شده و بجاى آن با قلم تازهء ابن خياطك نوشته شده است ) ( 13 ) - ل : اخبار ؟ ( 14 ) - ت : گرنه ( 15 ) - ت : بودئى بودمى ، ل : بودتى بودمى ، م : بودى و بودمى ( 16 ) - ب : زين حياتم ، ل : وين حياتم
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 722 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى