تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
خاتم انبيا محمد بود * خاتم شاعران منم همه سود « 1 » هركه او گشته طالب مجدست * شفى او « 2 » ز لفظ بوالمجدست زانكه جدّ را بجدّ شدم به نيت « 3 » * كرد مجدود ماضيم كنيت شعرا را بلفظ مقصودم « 4 » * زين قبل نام گشت « 5 » مجدودم به خدا ار به زير چرخ كبود * چون منى هست و بود و خواهد بود خاطرم چاكريست « 6 » حكم‌پذير * هرچه گويم بيار گويد گير آنكه او منصف است و زيرك سار * نشمارد ببازى اين گفتار هزل اگر با جدست « 7 » گو مىباش * كه نه از زيركان كمند او باش چون مرا اندرين سفر كه رهست « 8 » * زر و جو هست و عيسى و خر هست بخورد « 9 » آنچه هست درخور او * آنچه زر عيسى آنچه جو خر او نيك بايد بود « 10 » ز روى شمار * نيكى بىبدى تو چشم مدار هركجا راحتيست صد رنج است * زير رنج اندرون همه گنج است زانكه در زير هفت و پنج و چهار * نيست مل بىخمار و گل بىخار اين جهانيست خوب و زشت بهم * و آن جهان دوزخ و بهشت بهم در جهانى كه نظم او ز دوئيست * باعثش « 11 » بدخوئى و نيك‌خوئيست « 12 » نز پى نظم پادشاهى او « 13 » * قهر و لطف است با الهى او « 14 » تو بد و نيك « 15 » ديده‌اى بجهان * خير با شرّ و كفر با ايمان « 16 » قبض و بسطست در جهان حيات * ضرّ و نفعست در مزاج نبات « 17 » قبض و بسطى كه در جهان دلست * همچو در شكل و صورت « 18 » آب و گلست
هامش
( 1 ) - ل : خاتم شاعران منم مجدود ( 2 ) - م : شفاء او ( 3 ) - و : بتن شدم به نيت ، ذ : زانكه تن را بتن شدم ( 4 ) - ب : منضودم ( 5 ) - م : كرد ( 6 ) - س : بنده‌ايست ( 7 ) - س : نيك اگر بايدست ( 8 ) - ب : گه پست ( 9 ) - س : بخورند ( 10 ) - م : بدن ( 11 ) - و : باعثش ، م : باعث ( 12 ) - ل : نيكوئيست ( 13 ) - س : پارسائى او ( 14 ) - س : پادشائى او ، خ : اهل لطفست يا الهى او ( 15 ) - س : نه بد و نيك ( 16 ) - س : نه همى كفر و دين نمايد جان ( 17 ) - ل : در مزاج نبات ، س ، م : در سراى ثبات ( 18 ) - ل : در شكل صورت