تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
كردم از خاطرى ز لؤلؤ پر « 1 » * دامن آخر الزمان پردر آنچه زين نظم در شمار آمد « 2 » * عدد بيت ده هزار آمد « 14 » بعد ازين گر اجل كند « 3 » تاخير * آنچه تقصير شد شود « 4 » توفير هركه زين پس به شاعرى پويد * يا نگويد « 5 » و گرنه زين گويد زين سخن كاصل عالم‌افروزيست * دان كه پيروزبخت را روزيست هركه « 6 » او طالب اذاى منست * خون اوداج « 7 » او غذاى منست اين حديث از پى دل ابليس « 8 » * گر بننوشت خصم گو منويس « 9 » كز پى تشنگان عليين * كاتب جان همىنويسد اين بد نژادى كه ديو زاد بود * گر بننويسد اين ز داد « 10 » بود قدر اين شعر ديو چه شناسد « 11 » * بوم خورشيد ديد بهراسد « 12 » چه بود زين شنيع‌تر بيداد * لحن داود و كرّ مادرزاد « 13 » پيش اين گفته سر فرود « 14 » آرد * سخن‌آراى هرچه بردارد جاهلى كو شنيد اين سخنان * يا بديد اين لطيف سرو بنان جز به صورت به دو نپيوندد * زانكه بر ريش خويش مىخندد اينت « 15 » رنجى كه « 16 » كور شمع خرد * پس بخسبد درو همىنگرد « 17 » شمع بيهوده دان تو در بر كور « 18 » * لحن داود و مستمع چو ستور تو به گلبن ده آب حيوان را * گو برو خاك خور مغيلان را
هامش
( 1 ) - س : ز گوهر پر ( 2 ) - ل : آمد ، م : آيد ( 3 ) - ل : كند ، م : دهد ( 4 ) - خ : شد كنم ( 5 ) - پ : تا نگويد ، م : يافه گويد ( 6 ) - پ : وانكه ( 7 ) - ل : ارواح ( 8 ) - ل : اين سخن را ز بيدلى ابليس ( 9 ) - س : گر بنبشت خصم گو بنبيس ، ل : گرنه بنوشت گو برو منويس ( 10 ) - س : گر نبيند ، ل : گربه ننويسد اين نه داد ( 11 ) - ل : نشناسد ( 12 ) - ب : رانه پرماسد ، ذ : ديو بهراسد ( 13 ) - ل : دان كه مادرزاد ( 14 ) - س : تحفه سر به زير ( 15 ) - س : آنت ( 16 ) - ذ : از چه خندى كه ( 17 ) - ذ : پس نشيند در او همىخندد ، س : بنشيند درو همىنگرد ( 18 ) - ض : بر ره كور ، م : بر در كور