كردم از خاطرى ز لؤلؤ پر « 1 » * دامن آخر الزمان پردر
آنچه زين نظم در شمار آمد « 2 » * عدد بيت ده هزار آمد « 14 »
بعد ازين گر اجل كند « 3 » تاخير * آنچه تقصير شد شود « 4 » توفير
هركه زين پس به شاعرى پويد * يا نگويد « 5 » و گرنه زين گويد
زين سخن كاصل عالمافروزيست * دان كه پيروزبخت را روزيست
هركه « 6 » او طالب اذاى منست * خون اوداج « 7 » او غذاى منست
اين حديث از پى دل ابليس « 8 » * گر بننوشت خصم گو منويس « 9 »
كز پى تشنگان عليين * كاتب جان همىنويسد اين
بد نژادى كه ديو زاد بود * گر بننويسد اين ز داد « 10 » بود
قدر اين شعر ديو چه شناسد « 11 » * بوم خورشيد ديد بهراسد « 12 »
چه بود زين شنيعتر بيداد * لحن داود و كرّ مادرزاد « 13 »
پيش اين گفته سر فرود « 14 » آرد * سخنآراى هرچه بردارد
جاهلى كو شنيد اين سخنان * يا بديد اين لطيف سرو بنان
جز به صورت به دو نپيوندد * زانكه بر ريش خويش مىخندد
اينت « 15 » رنجى كه « 16 » كور شمع خرد * پس بخسبد درو همىنگرد « 17 »
شمع بيهوده دان تو در بر كور « 18 » * لحن داود و مستمع چو ستور
تو به گلبن ده آب حيوان را * گو برو خاك خور مغيلان را
هامش
( 1 ) - س : ز گوهر پر
( 2 ) - ل : آمد ، م : آيد
( 3 ) - ل : كند ، م : دهد
( 4 ) - خ : شد كنم
( 5 ) - پ : تا نگويد ، م : يافه گويد
( 6 ) - پ : وانكه
( 7 ) - ل : ارواح
( 8 ) - ل : اين سخن را ز بيدلى ابليس
( 9 ) - س : گر بنبشت خصم گو بنبيس ، ل : گرنه بنوشت گو برو منويس
( 10 ) - س : گر نبيند ، ل : گربه ننويسد اين نه داد
( 11 ) - ل : نشناسد
( 12 ) - ب : رانه پرماسد ، ذ : ديو بهراسد
( 13 ) - ل : دان كه مادرزاد
( 14 ) - س : تحفه سر به زير
( 15 ) - س : آنت
( 16 ) - ذ : از چه خندى كه
( 17 ) - ذ : پس نشيند در او همىخندد ، س : بنشيند درو همىنگرد
( 18 ) - ض : بر ره كور ، م : بر در كور