تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
گفت عقل اى دلت ز مهرش پر * از تو درياى مدح وز « 1 » من در درفشان كن ز لفظ و معنى « 2 » زود * زانكه خاموشيت ندارد سود عندليبى نوا سراى « 3 » از سرو * سر چه در خس كشيده‌اى چو تذرو زانكه دريا نه لاف‌زن باشد * يا درش بهر « 4 » خويشتن باشد صدف جان و دل « 5 » شكافته‌ام * تا چنين در ازو بيافته‌ام « 6 » اندرين دولت « 7 » از پى يادى * كردم اكنون « 8 » سنائىآبادى شهرى از دار عدن « 9 » خرّم‌تر * قصرى از مصر عصر معظم‌تر الف او خلف عزّت و نصر است * ضعف آن جفت باب اين قصر است بنگر ايوان اين كتاب بجان * زانكه از راه ديده اين نتوان در عدد گرچه پرملك فلكيست * با حروف شهادتين يكيست نكته چون زلف حور در تفسير * رمز چون قصر عدن « 10 » بىتقصير طاقهاش « 11 » از طراوت و تبجيل * همچو كوى سرائلى « 12 » در نيل خانهاش از ريا و طمع و فضول * پاك و عالى چو خاندان رسول بوم او ساخته ز بام فلك * و اندرو « 13 » فرش پرّوبال ملك ظاهرش همچو حور مشكين‌موى « 14 » * باطنش چون بهار خندان‌روى خشتى از زرّ و خشتى از گوهر * جوئى از مشگ و جوئى « 15 » از عنبر هر نهالى « 16 » جهانى از معنى * هر گياهى مثالى « 17 » از طوبى كرده از بهر روى دلجويش « 18 » * آب جانها روان بهر جويش « 19 »
هامش
( 1 ) - س : از تو درياء موج و از ( 2 ) - م : ز لفظ معنى ( 3 ) - م : نواسراى ، س : فرا سراى ( 4 ) - س : تاش در بهر ( 5 ) - س : صدف وصف تو ( 6 ) - س : درو بيافته‌ام ، ب : درو نيافته‌ام ( 7 ) - ل : مجلس ، س من در اين دولت ( 8 ) - م : افزون ( 9 ) - پ : از دار عدل ، ب : دار عدن ، م : دهر عدل ( 10 ) - ل : عدل ( 11 ) - م : كويهاش ( 12 ) - كم : همچو جفت سرائيلى ( 13 ) - ل : و اندر آن ( 14 ) - ل : خوى مشكين‌بوى ، س : موى مشكين‌بوى ، ب : حور مشكين‌موى ( 15 ) - ب : جويى از مشك و جوبى ( 16 ) - س : نهالى ، م : نهانى ( 17 ) - س : گياهى نهالى ، م : گيائى نهالى ، ط : گياهى مثالى ، خ : نشانى ( 18 ) - س : دلجوئى ( 19 ) - س : بهر جوئى