تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧

فى حسب حاله و بيان احواله و سبب احترازه من اهل الدنيا و انزوائه و تجريده من الخلائق و سبب تصنيف هذا الكتاب

حسب حال آنكه ديو آز مرا * داشت يك‌چند در گداز « 1 » مرا گرد آفاق گشته چون پرگار * گرد گردان ز حرص دائره‌وار شاه خرسنديم جمال نمود * جمع و منع و طمع محال نمود شدم « 2 » اندر طلاب مال ملول * از جهان و جهانيان معزول بود طبعم ز نظم و نثر نفور * چون « 3 » ز اسكندر مظفر فور تا در اين حضرتم خرد تلقين * كرد اين نامهء بديع آيين يادگارى طرازم « 4 » از پى شاه * جان‌فزاى از معانى دلخواه روش « 5 » روز را بود وادى * مهتدى را ازو بود « 6 » هادى عقلا را بود نكودستور « 7 » * نخورد زان سپس شراب غرور رستگارى وى درين باشد * يادگار خرد چنين باشد هرزه ناورده‌ام من اين تصنيف * جان و دل كرده‌ام در اين تأليف ريسمان كرده‌ام تن و جان « 8 » را * تا به سوزن بكنده‌ام كان را گرچه هرگز نبود وقت سخن * در غريبى غريب شعر چو من گرچه مولد مرا ز غزنين است * نظم شعرم چو نقش « 9 » ماچين است خاك غزنين چو من نزاد حكيم * آتشى باد خوار و آب نديم بهر حكمت برغم انجمنى * مر ترا كى گزيرد از چو منى « 10 » ليكن « 11 » از روى حكمت لقمان * رقم لقمه ماند بر انبان از تو پرسم حكيم‌وار جواب * بازده بر طريق صدق و صواب
هامش
( 1 ) - س : در نياز ( 2 ) - س : شده ( 3 ) - ل : چون ، م : چو ( 4 ) - م : طرازى ، س : يادگارم طرازم ( 5 ) - س : روشن ( 6 ) - س : مهدى راز را بود ( 7 ) - چ : نكو بود ، ل : عقل او را نكو ( 8 ) - ل : دل و جان ( 9 ) - ب : چو نقش ، م : چو نظم ( 10 ) - م : مر ترا كى گزيرد از چو منى ، ط ، و بيشتر نسخ : هيچ زن برنخاست از چو منى ( 11 ) - م : ليك ، ط : ليكن
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 707 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى