تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
باد قولنج و باد ايلاوس * يرقان و برص جذام و نقوس « 1 » نقرس پايبند « 2 » و عرق نسا * فتق و ديگر قروة « 3 » الامعا گر سؤالى كنى از اين پنجاه * چه شنوى جمله نيستند « 4 » آگاه حدّ اين هريك ار بگويم من * گردد از نكتها دراز سخن اندكى باز گويمت بشنو * باز نگرفته‌ام « 5 » سخن بگرو

فى تفصيل العلل و بيان الامراض

سكته از انسداد بطن دماغ « 6 » * كه تمامى نيابد « 7 » استفراغ بشنو از من تو حدّ و وصف حريف « 8 » * خوردن و خارش زبان لطيف وسم « 9 » از تو خشونتى كه بود * جملگى ملمس ار بود برود « 10 » انبساط آنكه مركز دل تو * بكشد سوى ظاهر گل تو پس بادخال جذب و راه « 11 » هوا * بكشد آن « 12 » حرارت زيبا انقباض آنكه ظاهر بدنت * سوى مركز برد دخان « 13 » تنت مرحميّات را حدّ آنكه نهاد « 14 » * گرمى بد بدلت راه گشاد و آن حرارت غريب جاى وطن * پس سرايت كند بجمله بدن عطش آن شهوتى كه گرم و تر « 15 » ست * جوع آن شهوتى كه گرم‌تر « 16 » است ليك ميلش به خشكى است فزون * اين چنين گفته است افلاطون وانكه او را صداع خوانى تو * رعشه و وجع « 17 » راس دانى تو
هامش
( 1 ) - م : جذام نفوس ، ط : جذام نقوس ( 2 ) - چ : نقرس و پايبند ( 3 ) - ط : برودة ، م : قروة ( 4 ) - ل : نشنوى نيستند از اين ( 5 ) - ذ : باز نگرفتهء ( 6 ) - ط : بطن و دماغ ، ض : و بطن دماغ ( 7 ) - خ : كه ترا مىنيابد ، ط : كه تمامى نيابد ( 8 ) - ل : حدود وصف حريف ( 9 ) - خ : وسم ، چ : دسم ، م : رسم ( 10 ) - چ : ملس ، م : تملس از تو برد ، خ : ملمس ار بود برود ( 11 ) - ذ : جذب باد ، چ : جذب راه ( 12 ) - ط : كشد آب ( 13 ) - ط : برد دخان ، چ : شود ز جان و ، م : شود دخان ( 14 ) - ه : چنانك نهاد ( 15 ) - م : سردتر ، ل : كه گرم‌تر ، ط : گرم و تر ( 16 ) - خ : كه گرم و تر ، ط : كه گرم‌تر ( 17 ) - ط : رعشه و رجع ، م : اغشيه و جع