باد قولنج و باد ايلاوس * يرقان و برص جذام و نقوس « 1 »
نقرس پايبند « 2 » و عرق نسا * فتق و ديگر قروة « 3 » الامعا
گر سؤالى كنى از اين پنجاه * چه شنوى جمله نيستند « 4 » آگاه
حدّ اين هريك ار بگويم من * گردد از نكتها دراز سخن
اندكى باز گويمت بشنو * باز نگرفتهام « 5 » سخن بگرو
فى تفصيل العلل و بيان الامراض
سكته از انسداد بطن دماغ « 6 » * كه تمامى نيابد « 7 » استفراغ
بشنو از من تو حدّ و وصف حريف « 8 » * خوردن و خارش زبان لطيف
وسم « 9 » از تو خشونتى كه بود * جملگى ملمس ار بود برود « 10 »
انبساط آنكه مركز دل تو * بكشد سوى ظاهر گل تو
پس بادخال جذب و راه « 11 » هوا * بكشد آن « 12 » حرارت زيبا
انقباض آنكه ظاهر بدنت * سوى مركز برد دخان « 13 » تنت
مرحميّات را حدّ آنكه نهاد « 14 » * گرمى بد بدلت راه گشاد
و آن حرارت غريب جاى وطن * پس سرايت كند بجمله بدن
عطش آن شهوتى كه گرم و تر « 15 » ست * جوع آن شهوتى كه گرمتر « 16 » است
ليك ميلش به خشكى است فزون * اين چنين گفته است افلاطون
وانكه او را صداع خوانى تو * رعشه و وجع « 17 » راس دانى تو
هامش
( 1 ) - م : جذام نفوس ، ط : جذام نقوس
( 2 ) - چ : نقرس و پايبند
( 3 ) - ط : برودة ، م : قروة
( 4 ) - ل : نشنوى نيستند از اين
( 5 ) - ذ : باز نگرفتهء
( 6 ) - ط : بطن و دماغ ، ض : و بطن دماغ
( 7 ) - خ : كه ترا مىنيابد ، ط : كه تمامى نيابد
( 8 ) - ل : حدود وصف حريف
( 9 ) - خ : وسم ، چ : دسم ، م : رسم
( 10 ) - چ : ملس ، م : تملس از تو برد ، خ : ملمس ار بود برود
( 11 ) - ذ : جذب باد ، چ : جذب راه
( 12 ) - ط : كشد آب
( 13 ) - ط : برد دخان ، چ : شود ز جان و ، م : شود دخان
( 14 ) - ه : چنانك نهاد
( 15 ) - م : سردتر ، ل : كه گرمتر ، ط : گرم و تر
( 16 ) - خ : كه گرم و تر ، ط : كه گرمتر
( 17 ) - ط : رعشه و رجع ، م : اغشيه و جع