در مناقب اطباء عالم گويد
قال النبى صلى اللّه عليه و سلم فى شأنهم العلم علمان علم الابدان و علم الاديان
باز مردى كه وى طبيب بود * در سخن حاذق « 1 » و اديب بود
كرده باشد ز اوستاد قبول * خوانده باشد بسى كتاب اصول « 2 »
در رياضى برد به دانش راه * وز طبيعى بود بوجه آگاه
داند « 3 » اسرار علمى و عملى * مسلههاى خلافى و جدلى
از برون پى برد به حال درون * داند احوال اندرون ز برون
بيند « 4 » احوال علّت و امراض * داند « 5 » اسباب جوهر و اعراض
تفصيل العلل و هى خمسون نوعا
نبض و قاروره و رسوب و علل « 6 » * داخل و خارج و فساد و خلل
گر تو پرسى ز حدّ طب كه چه چيز * چون توان كردن اندر آن تمييز
علّت سكته و حريف و دسم « 7 » * سبب و دفع آن ز بيش و ز كم « 8 »
انبساط انقباض و « 9 » حميّات * عطش و جوع با صداع و صفات
حال نسيان و حمق و استرخا « 10 » * فالج و لقوه و فساد و و با
خدر و رعشه و ربو و كزاز « 11 » * ريه و انتصاب « 12 » و ذرب و براز
حال سرسام و علت برسام * نزله خانوق با سعال و زكام
گر بپرسى تو از عطاس و ز سل * كز مداواش « 13 » رنجه گردد دل
از تمطى و اختلاج بدن * خفقان و فواق و سستى تن
هيضه و تخمه و زحير و نهوع « 14 » * اصل اين چند و باز چند فروع
هامش
( 1 ) - ط : صادق
( 2 ) - ل : كتاب و اصول
( 3 ) - ط : و اندر
( 4 ) - خ : داند
( 5 ) - خ : بيند
( 6 ) - ل : رسوب و علل ، م : رسوب علل
( 7 ) - خ : و سم
( 8 ) - م : سبب دفع آن ، ه : سبب و دفع آن نه بيش و نه كم
( 9 ) - م : انقباض انبساط حميات
( 10 ) - ل : جوع استرخا
( 11 ) - ط : ربوه كزاز
( 12 ) - م : انتضاب
( 13 ) - م : مداراش
( 14 ) - م : نهوع ، ط : تهوع