تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
نزله از انصباب « 1 » سرد بود * زو ببطن الدماغ « 2 » درد بود وز دماغ آنگهى بصدر شود * و آنگهى بىمحل و قدر شود حدّ خانوق در عضل « 3 » ورمى * برنيايد ترا بجهد دمى ورمى صعب از او پديد « 4 » آيد * حنجر و حلق « 5 » را بفرسايد و آنچه را نام كرده‌اند سعال * قصبهء ريّه را كند بدحال وز زكام انصبابهاى تباه * بسوى منخرين گشايد راه بشنو از من تو حدّ و وصف عطاس * حركتهاى ابخره ز قياس حاصل اندر دماغ گشت سطبر « 6 » * به طبيعت اداكننده « 7 » چو ابر سل فساد مزاج و سوداها * بس ذبول آورد باعضاها « 8 » قوّت هاضمه تباه كند * دافعه هم بوى نگاه كند قرحة « 9 » الصدر ازو پديد آيد * ريه را ثقلها « 10 » پليد آيد از تمطى نشان چنين دادند * آنكه در طب امام و استادند حركت در تن از همه عضلات * محتقن گشته از همه آفات « 11 » اختلاج از زيادت حركات * كاندر اعضاى « 12 » آورد نفحات انبساط انقباض ازو در دل * هر زمان « 13 » آورد همى حاصل خفقان اختلاج دل باشد * كه نه از حقد و غشّ و غلّ « 14 » باشد باز گويم فواق را من حدّ * كه بر اين قول ناورد كس ردّ حركات و تردّد ما بين * دافعه ماسكه برأى العين اندر « 15 » اجزاء معده جمع آيد * بدل انطباع « 16 » منع آيد
هامش
( 1 ) - پ : از انصباب ، ذ : از انضباب ، ل : از انتساب ، م : انتضاب ( 2 ) - ه : دماغ ( 3 ) - م : حصل ؟ ( 4 ) - م : از او پديد ، ط : ار پديد ( 5 ) - م : حنجر علق ، چ : حنجرهء حلق ( 6 ) - ط : گشته ستر ( 7 ) - ط : جداكننده ( 8 ) - ط : باعضاها ، م : ز اعضاها ( 9 ) - چ : حرقة ( 10 ) - ط : ثقلها ، ذ : ثقل را ، ى : ثفلها ( 11 ) - م : از دگر آفات ( 12 ) - ط : اعضايت ، ه : اعضات ( 13 ) - خ : مر زيان ( 14 ) - چ : غش دل ( 15 ) - كم : كاندر ( 16 ) - ل : پس بدل انطباع ، ض : پس بدل از طباع ، م : بدل آن طباع
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 695 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى