تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
بر خدائى كه رازق « 1 » روزيست * بنده را زو سرور و پيروزيست « 2 » آن وثوقش نباشد از تبهى « 3 » * كه بر آن‌كس كه مرو راست رهى راست گفت اين مثل « 4 » خردمندى * كه جهان راست لفظ او « 5 » پندى هركجا هست ره فرادانى * بنده گشتست از پى نانى هركجا تيز فهم و فرزانيست « 6 » * بندهء كند فهم و نادانيست « 7 » رزق رازق ببيند « 8 » از مخدوم « 9 » * اينت نادان و از خرد محروم بنده را اى تو رازق مرزوق « 10 » * دور گردان ز خدمت مخلوق اى سنائى خداى را كن شكر * كه نه‌اى همچو ابلهان در سكر تا بوى زنده شكر او مىگوى * بدر آفريده هيچ « 11 » مپوى رازق و سازگار خالق بس « 12 » * كس او چون شدى مترس از كس خدمت خلق باد باشد باد * كس گرفتار باد خلق مباد

التمثيل فى القناعة و ترك الحاجة

بود بقراط را خمى مسكن * بودش آن خم بجاى پيراهن روزى از اتفاق سرما يافت * از سوى خم « 13 » بسوى دشت شتافت پادشاه زمان برو بگذشت * ديدش او را چنان برهنه بدشت « 14 » شد بر او فراز و گفت اى تن * كر بخواهى سبك سه حاجه ز من هر سه حالى روا كنم تو بخواه * كه منم بر زمانه شاهنشاه گفت بقراط حاجت اوّل * عملم هست يك‌به‌يك بخلل گنهم محو كن بيامرزم * كز گرانى چو كوه البرزم
هامش
( 1 ) - ل : خالق ( 2 ) - ى : به روزيست ( 3 ) - ه : آن بنهى ( 4 ) - ه : سخن ( 5 ) - ل : كه جهان را ز لفظ او ، خ : كه جهان راست وعظ او ( 6 ) - ط : فهم فردا نيست ، خ : پردانيست ( 7 ) - ط : فهم نادانيست ( 8 ) - ط : رزاق بيند ( 9 ) - ه : مىشوم ( 10 ) - م : رازق و مرزوق ( 11 ) - ل : هيچ آفريده ( 12 ) - ط : كارساز خلق او بس ( 13 ) - خ : از بن خم ( 14 ) - خ : ديد او را برهنه اندر دشت