تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
خانهء مردمان گرفته چو موش * خلق از ايشان رميده « 1 » همچو وحوش گربه شكلند و موش تأثيرند * خانهء مردمان از آن گيرند روىناشسته‌تر ز خوك و « 2 » سگند * لا جرم سخت‌جان و سست‌رگند شمع‌وار ارچه كردنى « 3 » كردند * جان و تن در سر سرى « 4 » كردند در بدر روز و شب دوان و نوان * نام نيكو بداده از پى نان همه هستند صورت شبديز * زين چنين جاهلان دلا بگريز من چراغ چكل « 5 » شدم در گفت * همه پروانه‌وار با من جفت لا جرم در غم چراغ چكل * همچو شمعند زرد و « 6 » تافته دل گرچه درخشندى و در خشمند * طاق ابرو و درگه « 7 » چشمند هريكى باد و گنگ سبزارنگ « 8 » * سه از آن كور و چار چون خر لنگ وه از اين سبزگان شيرينان « 9 » * نه چو مهره نه از « 10 » در حمدان

اندر هجو حكيم طالعى گويد « 11 »

وين دگر هست شاعرى به دروغ « 12 » * كه ندارد سخنش ايچ « 13 » فروغ چون پيازست شعرش « 14 » ارچه نكوست * تا به پايان چو بنگرى همه پوست دل و جان تيره همچو تودهء گرد « 15 » * دهن و كون يكى چو مهرهء نرد « 16 » هزل و شعرش سعير « 17 » صورت و هوش * سخنش زمهرير شه ره گوش « 18 »
هامش
( 1 ) - س : رمنده ( 2 ) - ط : ناشسته همچو خوك ، س : همچو موش و ( 3 ) - ط : دلبرى ( 4 ) - س : تن و جان را شر كرى ( 5 ) - س : چو كل ( 6 ) - ل : همچو شمعند زرد تافته دل ، ط : زردرويند چو شمع تافته دل ، زردروى و چو شمع . . . ( 7 ) - كم : طاق ابروى دكمه ( 8 ) - ل : لنگ سبزارنگ ( 9 ) - ل : سبزبنان ، ض : سبزكار شيرنيان ، ى : سبزگان سبزبنان ( 10 ) - كم : درخور مهر نز ( 11 ) - س : در هجو مردى گويد از شعراى غزنين ، و در بعضى نسخ بجاى حكيم طالعى حكيم صابونى ذكر شده ( 12 ) - خ : بديوغ ( 13 ) - ل : حديثش ايچ ( 14 ) - س : نظمش ( 15 ) - س : تيره همچو دودهء درد ، ط : همچو دود و درد ، م : توده همچو تودهء گرد ( 16 ) - ط : خرد ، ل : خورد ( 17 ) - س : هنر او سعير صورت و ( 18 ) - س : بر شه بوش ، ط : شهرهء گوش