تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢
هست از اين زرمدى چو شد طالب * ننگ و عارى بر آل بو طالب هرچه بستاند از حرام و حرج * از بهاى نماز و روزه و حج يا بله « 1 » يا به منگ صرف كند * برف را يار دوغ و ترف كند كم شنودم چو او « 2 » لت انبانى * تر فروشى و خشك جنبانى « 3 » كان « 4 » زبانها كه اصل شور و شرست * همه اندر دهان « 5 » يكدگرست عقل و جان كسى كه بىادبست * اين يكى بيوه وان دگر عزبست عقل و جان كسى كه بىباكست * آن يكى تيره « 6 » اين دگر خاكست « 7 » دل بر اين چار طبع چرخ منه * جعفرى بهر خرج كرخ منه هركه خود زشت و بىخرد باشد * راى او سست و روى بد باشد صبر كن بر اداى جان‌كش او * دل منه بر غذاى ناخوش « 8 » او كآب رويش « 9 » ز تختهء افلاك * شست تعليقهاى « 10 » عمرش « 11 » پاك

در هجو شعراء بد گويد

يك رمه ناشيان شعر پراش « 12 » * خويشتن كرده‌اند شعرتراش « 13 » قالب و قلبشان سليم و لئيم « 14 » * خاطر و خطشان عقيم و سقيم « 15 » همه بر درگه فرامشتى « 16 » * همه از روى معرفت پشتى ديدنى هست و خوردنى نه مدام * چون سگ پخته و چو مردم « 17 » خام رخ چو مردم بفعل چون « 18 » نسناس * همه محتاج جامهء كرباس « 19 »
هامش
( 1 ) - ل : يا بدم ( 2 ) - چنو ، ر : شنيدم چو تو ( 3 ) - ط : خنبانى ( 4 ) - ت : كان ، م : آن ( 5 ) - س : همه را در دهان ( 6 ) - چ : آن يكى با دو ( 7 ) - ط :عقل و جان كسى كه بىآبست * آتش و خاك و بادش اسبابست( 8 ) - پ : غذى نانخوش ، م : غداى ناخوش ( 9 ) - س : آب رويش ، ر : آب رويت ( 10 ) - ل : اوقات روز ( 11 ) - ر : عمرت ( 12 ) - س : تراش ، م : بر آش ، خ : سينه‌خراش ( 13 ) - ط : خويشتن را شمرده شعرتراش ، ل : خويشتن كرده‌اند شعرشناس ، س : شعرتراش ( 14 ) - س : سقيم ( 15 ) - ط : خاطر نظمشان عقيم و سقيم ، س : طبعشان لئيم و عقيم ( 16 ) - پ : فراهشتى ( 17 ) - س : چون سگ پخته‌اند و مردم ( 18 ) - ط : روى چون ناس و فعل چون ، چ : رخ مردم فعال چون ( 19 ) - ل : و كرباس
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 682 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى