تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
همه ديوان آدمىرويند * همه غولان بىرهى پويند معنى ديو چيست بيدادى * تو به بيداديش چرا شادى همه زاواز « 1 » خود بپرهيزند * از هم‌آواز خويش بگريزند همه در راه آن جهانى كور * بندهء خورد و خفت همچو ستور همه بر اكل و بر جماع حريص * آزشان كرده سال و مه تحريص « 2 » همه گشته نفايه سيم دغل * آنكه گفتش خداى بل هم اضل همه خونخوار و آز ور چو مگس * همه فرزين به كج‌روى و فرس همه جوياى كبر و تمكين‌اند * همه قلب شريعت و دين‌اند به خدا ار بشرع ره دانند * بىخبر « 3 » از حيات دو جهانند زندگيشان بتر ز مرگ بود * مرگ را ز آن‌كسان چه برگ بود چون كميز شتر ز بازيشان « 4 » * رنجه دارند همچو خرمگسان « 5 » داده فتوى به خون اهل زمين * از سر جهل و حرص و از سر كين همه در دست يكرمه رعنا « 6 » * همچو شمعند پيش نابينا « 7 » همه بسيارگوى كم دانند * همه چون غول « 8 » در بيابانند در سخن چون شتر گسسته مهار * چون شترمرغ جمله آتش‌خوار ديو ز افعالشان « 9 » حذر كرده * آنچه او گفته « 10 » زان بتر كرده در نفاق و خيانت « 11 » و تلبيس * درگذشته به صد درك ز ابليس « 12 » مال ايتام داشته بحلال * خورده اموال بيوه و اطفال هيچ نايافته ز تقوى بوى * تهى از آب مانده همچو سبوى
هامش
( 1 ) - ك : از هم‌آواز ( 2 ) - ض : آزشان سال و ماه گرده قريص ( 3 ) - م : بىخبر ، ك : بىنصيب ( 4 ) - س : زيان كسان ، ل : ز بازيشان ( 5 ) - ى : تر چو خرمگسان ( 6 ) - س : علم در دست اين رمه رعنا ، ر : اين رمه غوغا ( 7 ) - س : شمع است ، ل : شمعى است ، ر : چون چراغى است در طهارت جاى ( 8 ) - س : همچو غولان ( 9 ) - ك : ز افغانشان ( 10 ) - ل : گفت ( 11 ) - ل : وز نفاق و خيانت ، ك : جنايت ( 12 ) - ل : درج ز ابليس
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 678 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى