تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
نبود روز حشر نوبت طين * نوبت دين بود بيوم الدّين باش تا بگسلد بوقت نشور * نسلهاى جهان ز صدمت « 1 » صور چه كنى خويشى كسى كه عيان * ببرد آبت ار نيابد « 2 » نان گر شره سوى جانش « 3 » حمله برد * بچه را لقمه سازد « 4 » و بخورد مثل خويش بد چو دهقانست * دست او پايبند اقرانست تا بود سايه هست زير درخت * چون فروريخت برگ بندد رخت « 5 » خرمنش چون ز دانه باشد پر « 6 » * پشك اشتر نمايدش چون در سالى ار هيچ خشكى آغازد * زود دهقان پزشكى آغازد « 7 » ننگ برشد بر آسمان برين « 8 » * نام گم شد چو نم نيافت زمين برزگر رفت و نان و دوغ ببرد * ماله و جفت و داس و يوغ ببرد با چنين قوم چون كنى خويشى * گرنه بر خيره سغبهء « 9 » خويشى يار آن باش كت كند يارى * شب مستى و روز هشيارى

حكايت

قحطى افتاد وقتى اندر رى * دور از اين شهر وز نواحى وى آن چنان سخت شد « 10 » بر ايشان كار « 11 » * كآدمى شد چو گرگ مردم‌خوار كرد هر مادرى همىگريان * خرد « 12 » فرزند خويش را بريان كرده بر خويشتن طباخ « 13 » امير * خون همشيره را حلال چو شير اندر آن شهر چشم سر كم ديد * سگ مرده كه مردم آن نخريد « 14 »
هامش
( 1 ) - س : ز صدمت ، م : به صدمت ( 2 ) - ض : ار بيابد ( 3 ) - س : گربه ار سوى خوانت ، ط : كز شره سوى جانت ( 4 ) - خ : داند ( 5 ) - و : بيد درخت ( 6 ) - خ : دارد بر ( 7 ) - ط : اندازد ( 8 ) - ل : برشد بر آسمان ز زمين ، م : تنگ پوشيد . . . ( 9 ) - ل : شعبه ، ر : گرنه دربند بندهء ( 10 ) - س : تنگ شد ( 11 ) - ط : بر انسان ( 12 ) - م : خام ، س : خرد ( 13 ) - م : كرده بر خويشتن طباع ، ت : كرد بر خود همى طباخ ، ل : كرد بر خود همى به زور ، س : كرد بر خود همى ز زور ، خ : بر خويشتن تباع ( 14 ) - چ : كه مردمان نخريد