تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
روى كرده چو تخم كاژيره « 1 » * بنفاق و دل اندرون تيره « 2 » پارسا صورتان مفسد كار * باز شكلان و ليك موش شكار « 3 » هست گوئى پديد « 4 » صورت خوب * بر چنين « 5 » فعل و سيرت « 6 » معيوب حال ايشان به ديدهء ظاهر * هست نزديك حاذق و ماهر « 7 » به خط اين مقله و بوّاب * ترّهات مسيلمهء كذّاب آرد از بهر پنج‌گانهء تو * اين چنين قوم را به خانهء تو خانه خالى كند زنان چون ناى « 8 » * پر كند چون شكم « 9 » طهارت جاى پسرت هيچ اگر « 10 » درو خندد * شاهد و شاهدى درو بندد ور زنت كاسهء نهد ز طعام * زنت را جز كه سكره « 11 » ننهد نام ور بوى « 12 » خويش‌پذير و پژمرده * همچو خرده‌ت بسوزد « 13 » از خرده چون جماع آرزو كند به دو دم * دو درم ده زد آفتابه‌ش « 14 » نم بام خانه به نعره بردارد * به لگد خانه را « 15 » فرود آرد خانهء گر بود چو « 16 » بيت حرام * به دو روز و دو شب كند بدنام ور نباشى چو كرّ بىغل‌غل * كور گردى ز نعرهء بلبل صحبت بد بود چو خوردن مى * كه فضيحت شود حريف از وى جاهل آنگه كه خوش‌دلى ورزد * تيزى آن دم بعالمى ارزد « 17 »
هامش
( 1 ) - ل : كاجيره ، ض : مغز كازيره ( 2 ) - ر : بنفاق از تف زبر تيره ، س : بنفاق از بر زبر تيره ( 3 ) - س : موش‌گير شكار ( 4 ) - ط : زيشان پديد ( 5 ) - س : به اين‌چنين ( 6 ) - ط : سيرت ، م : صورت ( 7 ) - م : باهر ، ط : ماهر ، خ : خالق ماهر ( 8 ) - چ : زنان چو پاى ، ط : زنان چون ناى ، س : زباى چو ناى ، م : چو چنگ و چو ناى ( 9 ) - ل : چون شكم پر كند ( 10 ) - ل : گر ( 11 ) - س : زنت را جز سكوره ، ل : زنت جز اشكره ، خ : زنت را جز كه سكره ، خ : جز سكينه ( 12 ) - ك : ور بود ( 13 ) - س : هم بخردت نسوزد ، ط : همچو خردت بسوزد ، م : همچو خوردت بسايد ، چ : سرمه‌ات بسايد ( 14 ) - ل : ز آفتابش ( 15 ) - ت : بام را ( 16 ) - ل : گر بود چو ، م : بوده همچو ( 17 ) - پ : ورزد ، ط : ارزد ، ر : تيز آنگه بعالمى ارزد ، م : تيزى آن دم بعالمى لرزد