تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
گفت از اين خرزه گرچه دربندم * آن چنان خر نيم خردمندم چون ببينى چراغ بىروغن * پس بدانى تو ابلهى يا من گر نشستى « 1 » به زير من روزى * جست ناگه ز گنبدت گوزى تو چو بادام « 2 » و پسته رخ مفروز * كايچ « 3 » گنبد نگه ندارد گوز باد اگر كونت را بفرمان نيست * غم مخور كايچ « 4 » كون سليمان نيست

اندر مذمت خويش صوفى گويد

باز اگر خويش باشدت صوفى * او خود از هيچ روى لا يوفى خانه ويران كند بليل و نهار « 5 » * گه به شكرانه گه « 6 » به استغفار نيم‌شب هر شبى « 7 » به خانهء خويش * آيد و صد اباحتى در پيش نه به صورت مسافر ره آز * نه به سيرت مقيم پردهء راز اندر افكنده در دو خانه خروش * يك رمه دلق‌پوش زرق‌فروش كارشان همچو نقش چينى رنگ « 8 » * دلشان همچو كاف كوفى تنگ از پى يك دو درديى دين گز * قبله‌شان سايهء قبالهء رز گر ندانى « 9 » مزاجشان در ذات * رز بگوى و « 10 » ز دور ده صلوات سغبهء شاهدند و شمع و سرود « 11 » * عالمى كور زير چرخ كبود خرمگس‌وار بهر لقمه و دانگ * گوشت گنده كنان بيهده بانگ « 12 » دوربينان سفله چون كركس * روىشويان ديده‌كش چو مگس ريششان پر ز باد و فرمان نى « 13 » * ابرشان پر ز رعد و باران نى « 13 » زشت باشد ز بهر ماليدن « 14 » * دل تهى و چو ناى ناليدن
هامش
( 1 ) - ط : گر به سستى ( 2 ) - ط : به بادام ، س : ز بادام ( 3 ) - س : هيچ ( 4 ) - ذ : هيچ ( 5 ) - س : بخلق و نقار ( 6 ) - س : گه به شكرانه گه ، م : يا به شكرانه يا ( 7 ) - ل : مر شبى ، س : نيم‌شب ( 8 ) - خ : گلشان همچو شمع چينىرنگ ، م : همچو شرح چينىرنگ ( 9 ) - م : ور ندانى ، س : گر بدانى ( 10 ) - ل : زر و بگوئى و ، ت : ار نگوئى ، ط : ار نگوئى ( 11 ) - چ : رود و سرود ( 12 ) - ل : به بيهده بانگ ( 13 ) - س : نه ( 14 ) - ض : باليدن