تو چو انگشت گشته از « 1 » تشويش * زن چو ناخنكنان « 2 » به ناخن ريش
نفقه بر ريش خواجه خط كرده * سبلت او چو كون بط كرده
سيم « 3 » كابين چو طوق در گردن « 4 » * زر نه بر طاق و خيره « 5 » غم خوردن
كرد « 6 » بايد زن اى ستوده سير * ليكن از خانومان خويش بدر
زيرك آنست كو نگايد زن * ننهد در سراى خود شيون
اشتقاقش ز چيست دانى زن * يعنى آن قحبه را به تير بزن
پس اگر و العياذ باللّه باز * بچه در سقف كس كند پرواز
كس ببينى گرفته « 7 » از سركين * ريش بابا ز ناز در سرگين
پس چه گويم كه هركه « 8 » عاقلتر * پيش سحبان كير باقلتر
حكايت و مثل
آن جوانى به درد مىناليد * گفت پيرى چو آن « 9 » چنانش ديد
كز چه مىنالى اى جوان نبيل * گفت كز جور دبّه و زنبيل
جبّه بر من قبا شد از غم دل « 10 » * پيرهن چون عبا شد از غم دل
چندگه شد كه من زنى دارم * خويش و پيوند بر زنى دارم
جفت پركبر « 11 » نيش بىشهد است « 12 » * گل رعنا دوروى و بدعهدست « 13 »
پنجماهه است و يازدهساله * نكند كار گاو « 14 » گوساله
هركه در دام زن نيفتادست * عقل شاگرد و او چو استادست
و آنكه بر كس بخيره گردد رس * عيش او گنده دان « 15 » چو دركه كس
اندرين طارم طرب به نوى * راست گويم اگر ز من شنوى
كمر كير خيره لرز بود * كيسهء كس فراخ درز بود
هامش
( 1 ) - س : خويش از
( 2 ) - ل : كند به ناخن ريش ، خ : به ناحق ريش ، ذ : به ناخن خويش ، س : او چو ناخن كند به ناخن ريش
( 3 ) - ذ : سيم و
( 4 ) - ل : بر گردن
( 5 ) - ذ : زر نه و خيرهخيره ، ل : زر به بر خيرهخيره
( 6 ) - م : كرده ، ذ : كرد
( 7 ) - ذ : كس بيبى گرفته
( 8 ) - ل : كه هرچه
( 9 ) - ذ : كه آن
( 10 ) - م : پيوند و بر زبى
( 11 ) - ر : بىكير ، پ : پركبر و
( 12 ) - ل : نوش بى ، ذ : نيش بر ، س : جفت پاكيزه نيش با شهد است
( 13 ) - ذ : روى بد
( 14 ) - ل : هيچ كار ، ط : كار هيچ ، ذ : گاو كار ، م : گاو گاد
( 15 ) - ط : تيره دان