تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢
كه مه او و مه عزّ دولت او « 1 » * چه كنى باد ريش و سبلت او خواجهء تو « 2 » قناعت تو بس است * صبر و همت بضاعت تو بس است كه خود آبستن است با همه ساز * شب كوتاه تو بروز « 3 » دراز دون رعنا « 4 » هميشه مضطربه * دست او با دهان برابر به صلح بىجنگ به كريمان را * كلبه « 5 » از سنگ به لئيمان را با عوان خويشى ار ندارى « 6 » به * ديده بر عقل خود گمارى به كژدم و مار سوى جانت روان * بهتر آيد بسى ز خويش « 7 » عوان خويشى ار با عوانت ناچارست * اندرين قول زيركان چارست يا بكش يا گريز از بر او * يا هوسها « 8 » بريز از سر او گرچه تشنه شود سرابش ده « 9 » * ور چو روغن شود ترابش « 10 » ده تا ز باد « 11 » بروت او برهى * آتشش را چو زاب خاك « 12 » دهى ورنه با او نشين بهر برزخ * تات فردا برد سوى دوزخ

ذكر انواع الشهوات على بعضها تحريص و على بعضها تمريض اندر صفت شهوات و در حق غلام‌باره گويد

هركه شد كون‌پرست بر خيره « 13 » * گوز يابد ثواب از انجيره « 14 » چه دهى از پى گذرگه ثفل « 15 » * خرد پير خود به كودك طفل گر ز بر سوش « 16 » مايهء بد اوست * هرچه از زير سو درآمد « 17 » اوست تن بد را بهاش جان « 18 » خواهد * دل نيك « 19 » تو رايگان خواهد
هامش
( 1 ) - ل : غرور و دولت او ( 2 ) - س : خانهء تو ( 3 ) - ل : تا بروز ( 4 ) - س : دون رعنا ، م : دون و رعنا ( 5 ) - ط : كله ، خ : لقمه ( 6 ) - ل : ار ندانى ( 7 ) - ط : كه خويش ( 8 ) - ط : يا هوسها ، م : يا هوس را ( 9 ) - ل : شرابش ده ( 10 ) - خ : بر آبش ، چ : كبابش ( 11 ) - ط : تا ز نخوت ( 12 ) - خ : چو آب خاك ، ت : چو زاب خاك ( 13 ) - ل : از خيره ( 14 ) - ل : گوز يابد ثواب از آن جيوه ( 15 ) - ذ : ثقل ( 16 ) - ذ : سوس ( 17 ) - ط : درآيد ( 18 ) - چ : بها ز جان ( 19 ) - چ : دل تنگ