تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
زود داماديت طمع دارد * خويشتن را ز خانه پندارد چه نكو گفت آن بزرگ « 1 » استاد * كه وى افكند شعر را بنياد كآنكه را دختر است جاى « 2 » پسر * گرچه شاهست هست بداختر و آنكه او را دهيم ما صلوات * گفت كالمكرمات دفن بنات چون بود با بنات نعش فلك * بر زمين جفت نعش به بىشك بر فلك چون بنات با نعش است * بر زمين هم بنات بر نعش است هرك را دختر است خاصه فلاد « 3 » * بهتر از گور نبودش داماد

فى مذمة الختن

كيست اين هست مر مرا داماد * كرده حمدان ز بهر زن « 4 » پرباد گه و بيگه درآيد از در تو * كام و ناكام گشته « 5 » همسر تو گشته « 6 » معروف هركه « 7 » و هر جاى * كيست اين مرمر « 8 » است خواهر گاى گادن آنكه كند كه گيرد زر « 9 » * كس خواهر بزر درد آن خر « 10 » وان زمانى كه سيم نستاند * اى بسا گاو و خر كه برراند « 11 » هر تجمل كه دارد از پى كير * بدهد وان دنس « 12 » نگردد سير چون نماند درم طلاق دهد * چك « 13 » بيزارى و فراق دهد سال و مه گادن بزر كند او * چون نماند درم بدر كند او خاك بر فرق خواهر و داماد * كه نگردد كسى از ايشان « 14 » شاد هركه خواهد جماع سيم دهد * زر بمعشوق خود سليم دهد زانكه « 15 » داماد تا نيابد سيم * نكند فرج خواهرت به دونيم آنكه او خواهرت « 16 » همىگايد * مرگ بابات را همى پايد
هامش
( 1 ) - ط : آن نكو ( 2 ) - ر : و نيست ( 3 ) - م : خاصه‌نژاد ، ض : خاصه فلاد ( 4 ) - چ : كرده حمدان و ريش را ( 5 ) - ى : گشت ( 6 ) - ى : گشت ( 7 ) - ت : هر كس ( 8 ) - ل : مرمر است ، ت : مرمرا كه ( 9 ) - خ : كه يابد زر ( 10 ) - م : اى خر ( 11 ) - خ : بر كسش گاو خر همىراند ( 12 ) - ط : وان زنش ، چ : وان دلش ( 13 ) - ض : صك ( 14 ) - ى : كه از ايشان كسى نگردد ( 15 ) - خ : دانكه ( 16 ) - پ : خواهرت را
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 658 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى