اى خداوند فرد بىهمتاى * حرمت اين رسول راهنماى
كه مرا زين گروه برهانى * تا گذارم جهان بهآسانى
گرچه دارم گناه بسيارى * نيستم در زمانه بازارى
دو سبب را « 1 » اميد مىدارم * گرچه آلوده و گنهكارم
كه نجاتم دهى بدين دو سبب * زين چنين « 2 » جمع بىخبر يا رب
آن يكى حبّ خاندان رسول * حبّ آن شيرمرد جفت بتول
و آن دگر بغض آل بو سفيان * كه از ايشان به دو رسيد « 3 » زيان
مر مرا زين سبب نجات دهى * وز جهنم مرا برات دهى
مايهء من بروز حشر اين است * ظن چنان آيدم كه اين دين « 4 » است
شكر ايزد كه بنده چون دگران * نيست اندر شمار بىخبران
اى سنا داده مر « 5 » سنائى را * تا بديدم ره رهائى را
كه تو بر ظالمان نبخشائى « 6 » * ظالمان را جزا بفرمائى « 7 »
خاصه بر ظالمان آل رسول * آنكه دارند جاى فضل فضول « 8 »
* * * « ختم اين بيتها درود « 9 » رسيد * اجل اندر قفا و عقل بديد « 10 »
ديد چشمم بخواب در يك شب * كه ز گفتارها ببستم لب
عقل دانست وقت رفتن جان * آمد و رفت خواهد او ز ميان
آمدم پيش با خطر سفرى * بو كه يابم بر اين خطر گذرى
چون نصيبم ز دهر اين آمد * اين مرا بيت واپسين آمد
ناقص آمد كتاب از آنكه اجل * جان ربود و سپرد تن بوجل
هامش
( 1 ) - ط : دو سبب را ، م : دوستى را
( 2 ) - ذ : از چنين
( 3 ) - كم : بما رسيد
( 4 ) - م : اين دين ، ض : دين اين
( 5 ) - ل : اى سنا دادهاى ، ط : اين سنا دادهء
( 6 ) - ل : ببخشائى
( 7 ) - پ : چرا بفرمائى ، ل : جزا بيفزائى ، ى : چرا بيفزائى
( 8 ) - ط : آنكه ايمان نكردهاند قبول
( 9 ) - پ : ورود ، ط : درود
( 10 ) - نوزده بيت زير كه در اين صفحه در ميان علامت « » گذاشته شده فقط در نسخههاى ( ط و پ ) و نسخ ديگرى كه فراهم شده بوسيلهء عبد اللطيف عباسى است ديده شد و در ساير نسخ ديگر نيست