تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
مر ترا چشم و گوش داد خداى * راه بنمود مرد راهنماى امر داد و ترا چو حجت شد * عذر برخاست و وقت « 1 » مهلت شد گر شنيدى برستى از دوزخ * ورنه بىشك شكستى از برزخ « 2 » خيز و بنداز خواجه گربه ز كش * سر ز فرمان كردگار مكش ورنه كن نام خويشتن « 3 » فرعون * كز خدا و رسل نيابى عون چه تو چه قوم « 4 » عاد گردن‌كش * اى چو نمرود غرّه بر آتش باش تا امر حق فراز رسد * باش تا پشه را جواز رسد گر ورا نيم‌پشه كرد هلاك * مر ترا پرّ پشه‌اى بس پاك از تو چونان برآورند دمار * كه ز قوم ثمود روزشمار تا كى اين ميل صبحت « 5 » نااهل * ميل نااهل داردت بر جهل « 6 » پردهء تو حجاب ديدهء تست * تن برنج از دل رميدهء « 7 » تست دل تيره چو تن به كار درآر « 8 » * تا نگيرد ز تو ره انكار « 9 » در ره دين « 10 » برو رياضت كن * وز چنين راه بد طهارت كن غيرتت بر بهشت مىنايد * تا جهنم « 11 » ترا همىشايد كافرم گر تو زين ره و سيرت * هيچ بينى به چشم سر جنت به حق مصطفى و آل رسول * كه كنى اين سخن ز بنده قبول

در دانستن آنكه آخرت به از دنياست

آن شنيدى كه زاهدى « 12 » آزاد * رفت روزى بجانب بغداد تا سوى خانهء خداى شود * بسوى خلق نيك‌راى « 13 » شود
هامش
( 1 ) - ط : برخواست وقت ( 2 ) - ط : ورنه ماندى تو خوار در برزخ ( 3 ) - ل : خويش را ( 4 ) - ذ : چه تو و قوم ( 5 ) - م : جهل و صحبت ، ط : ميل صحبت ( 6 ) - ط : داردت بر جهل ، م : هست چون بو جهل ( 7 ) - ذ : شميدهء ( 8 ) - ط : به كار درآر ، م : به كار آرد ( 9 ) - ط : تو در انكار ، ض : ره انكار ، م : انگارد ( 10 ) - ط : بر ره دين ( 11 ) - م : يا جهنم ( 12 ) - پ : زاهد ( 13 ) - خ : رهنماى