كرده منسوخ شرع را احكام * همه پيش مراد خويش غلام
اى رسول خداى بىهمتاى * از پى امتت ز بهر « 1 » خداى
در مدينه ز روضه « 2 » سر بردار * تا ببينى كه كيست بر سر دار « 3 »
دينفروشان گرفته منبر تو * زار گشته شپير و شپّر تو
باد بدرود شرع و سنّت تو * وان پسنديده راه امّت تو
باد بدرود دين و شرع « 4 » رسول * گشت پيدا « 5 » بجاى فضل فضول
باد بدرود صدق بو بكرى * فارغ از عيب و ريب و پرمكرى « 6 »
باد بدرود هيبت عمرى * منهزم گشته جمع ديو و پرى « 6 »
باد بدرود سيرت عثمان * آنكه بود او « 7 » مرتّب قرآن
باد بدرود زخم تيغ على * آنكه او را « 8 » خداى خواند ولى
وان « 9 » گزيده جماعت اصحاب * همه در راه دين اولو الالباب
وان ستوده مهاجر و انصار * همه در راه شرع نيكوكار
و اهل صفّه موافقان رسول * همه فارغ ز عيب و ريب « 10 » و فضول
فى المعذرة و التقصير
تا بدل بر گنه دلير شدم * زين حيات « 11 » ذميم « 12 » سير شدم
زين حيات « 11 » ذميم « 12 » بىمقصود * بهتر آيد مرا عدم ز وجود
من ز بار گنه چو كوه شدم « 13 » * وز تن و جان خود ستوه شدم « 13 »
مرگ بهتر ز زندگانى بد * نيست كاره ز مرگ خود بخرد
سال و مه بر گناهها مصرم * روز و شب بر گناه خود « 14 » مقرم
هامش
( 1 ) - كم : از پى امت از براى
( 2 ) - كم : ز خاك
( 3 ) - ض : سر بردار ؟
( 4 ) - ل : شرع و دين
( 5 ) - ط : گشته پيدا
( 6 ) - اين دو بيت در نسخه - ل : بدين صورتست :باد بدرود صدق بو بكرى * منهزم گشته جمع ديو و پرى
باد بدرود اينكه عدل عمر * آن حميده خصال نيك سيرو بعض نسخ بيت زير را اضافه دارد :باد بدرود عدل مير عمر * كه از آن سايه ديو كرد حذر( 7 ) - ل : آنكه بوده
( 8 ) - ذ : وى را
( 9 ) - ل : آن
( 10 ) - كم : همه پاكيزه از غرور
( 11 ) - م : حيوة
( 12 ) - ل : ذميمه
( 13 ) - پ : شوم
( 14 ) - ل : بر گناهها