تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
ور ببصره حديث نحو كند * بصره از اهل نحو محو كند گشت در باغ برّ يزدانى * از براى دل مسلمانى غذى « 1 » بيخ شرع گفتارش * ميوهء شاخ عقل كردارش دل مر او را نموده راه صواب * دين مر او را جمال داده خطاب تا ابد زانكه جانش كان دارد * روغن اندر چراغدان دارد با امل عمر او چو پيمان بست * ز انتقال زوال حال برست از پى باغ شرع چون حيدر * آب در جوى اوست از كوثر « 2 » هست خوى رسول دلجويش * هست آب خداى در جويش رنگ او بهر نكهت « 3 » طيبش * كرده تهذيب عشق تذهيبش « 4 » هركه يك شب بكوى او بگذشت * در سخن مقتداى عالم گشت هركه روزى بدست دل درماند * نسخهء دلبرى ز رويش خواند چون بمجلس نشاط گفت كند * طاق خورشيد چرخ جفت كند از پى چشم بد به روضهء « 5 » نور * دل بجاى سپند سوخته حور او همى سرّ رمز به داند * قاصد از حال راه به داند گوئى آمد ز خانه و كويش « 6 » * خوى خوش بر نظارهء رويش لب چون لاله خشك و تر نرگس * بينى آنكه كه ختم « 7 » شد مجلس عقلا بازگشته طوطىوار * خلق « 8 » چون حلق بلبل « 9 » از گفتار چشم پردر ز درّ سفتهء او * گوشها پرگهر ز گفتهء او عيسى جان مرده خاك درش * ملك‌الموت قهر « 10 » زنده فرش گاه تقرير « 11 » و وقت تدبيرش * صبح خوش خندد از تباشيرش « 12 »
هامش
( 1 ) - ت : غذى ، م : غذاى ( 2 ) - ل : چون كوثر ( 3 ) - ب : نكهت ، م : نهمت ، ى : نكبت ( 4 ) - ب : تذهيبش ، م : ترهيبش ، ى : ترتيبش ( 5 ) - ب : ز روضهء ( 6 ) - ب : نگار در كويش ( 7 ) - ذ : چشم ( 8 ) - ب : خلق ، م : حلق ( 9 ) - ل : طوطى ( 10 ) - ب : فقر ( 11 ) - چ : تقدير ( 12 ) - ى : خوش‌خنده . . . اين بيت در نسخهء - م - بدين صورت آمدهتابش آموخته چو مه پيرش * گاه تقدير و وقت تدبيرش
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 629 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى