تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
گر ز حشر است هركسى را بيم * وز مكافات و از عذاب اليم او بود ايمن از همه نكبات * نبود در فريق « 1 » حشر قضات مهتر خلق و سيد « 2 » سادات « 3 » * گفت باشند « 4 » از سه نوع قضات دو بود هالك و يكى ناجى * مژده كاندر بهشت با تاجى آنكه نارد چنو « 5 » صنايع دهر * نيز در هيچ شهر قاضى شهر علم دين تا به دو سپرد قضا « 6 » * جهل رحلت گزيد « 7 » سوى فنا پيشش آن سر كه در خزينه بود * چون چراغ اندر آبگينه بود اندرين حضرت بزرگ چو جان * معنى او پديد و او پنهان جان او را براى عالم غيب * كرده خالى ز رسم و سيرت عيب كرده « 8 » پاك از ميان « 9 » جمع امم * صفوت او كدورت از عالم تازه كرده ز بهر يزدان را * جان بىعقل و عقل بىجان را نظرش همچو جان پاك مسيح * بوده در شرح علم و شرع « 10 » فصيح كرده دست عنايت « 11 » دينش * متحلّى به عقد « 12 » تمكينش شمع دين صورت و بصيرت او * عقل جان سيرت و سريرت او گاه فتوى چو كلك بردارد * چتر حق بر فراز سر دارد بىحقيقت قلم نگيرد هيچ * تو ز باد هوا نواله مپيچ نه به كس ميل و نه ز كسب « 13 » ملول * چون پيمبر بعلم دين مشغول زان بيهوده مىنپردازد « 14 » * كه همى شغل آخرت سازد بينى ار هيچ چشم جان و خرد * بگشائى كه تا به دو « 15 » نگرد
هامش
( 1 ) - ل : در فريق و ( 2 ) - م : خلق سيد ( 3 ) - ب : السادات ( 4 ) - ل : گفت باشد ، چ : گفته باشند ( 5 ) - ذ : او ( 6 ) - ت : قضا ، م : بقاء ( 7 ) - م : حمل رحلت كشيد ، چ : جهل خلوت گزيد ، ب : جهل رحلت گزيد ( 8 ) - م : كرد ، ب : كرده ( 9 ) - ذ : پاك از براى ( 10 ) - چ : شرع علم ، كم‌علم : شرع ، م : علم و شرع ( 11 ) - ل : عنايت و ( 12 ) - ل : به عقد و ، كم : به عقد ( 13 ) - ل : بكسب ( 14 ) - چ : به بيهودهء نپردازد ( 15 ) - ل : تا درو
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 621 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى