تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
با خطش خط خازن و بوّاب * همچو با آب صافيست سراب « 1 » انس روحست نقطهاى خطش * چون گشاد « 2 » از رخ درر سقطش « 3 » چشم بد دور سخت با معنيست * همچو از تنگ خامهء « 4 » مانيست لفظ و معنى به يكدگر جفتست * زان خرد بر خطش برآشفتست « 5 » شود آنگه كه او گرفت قلم * تارك عرش پيش او چو قدم « 6 » كاغذ نامه همچو روضهء نور * صورت حرف زلف بر رخ حور در بلاغت ز سرعت قلمش * آب آتش‌فروز گشت دمش باد بىبد نتيجهء دل اوست * داد بىدد دريچهء « 7 » دل اوست دين و دنيى مسلم دم « 8 » اوست * زانكه دل كعبهء معظّم اوست صادر و وارد عطاجويان * گشته از هر سوئى به دو پويان عالمى از عطاش « 9 » آسوده * يافته هرچه در دلش بوده حرمش همچو كعبه محترمست * خانهء او ز كعبه خود چه كم است صدف درّ « 10 » علم يزدانى * دلش اندر ره مسلمانى در ميان حريم حرمت او * از براى فزود حشمت « 11 » او دست او با قلم چو يار شود * بر معانى سخن سوار شود آب و لؤلؤ « 12 » و جان صفاوت اوست * ابر و دريا و كان سخاوت اوست شاه را گاه سر « 13 » معتمد اوست * در همه كارها ورا مدد اوست صاحب سرّ خسرو و شاهست « 14 » * زان ز اسرار ملكش آگاهست « 15 »
هامش
( 1 ) - ب : سراب ، م : شراب ( 2 ) - چ : چون كشاب ( 3 ) - ب : درر سقطش ، م : در سفطش ( 4 ) - چ : ار تنگ خامهء ، ذ : ارژنگ و خانهء ( 5 ) - ب :زان خرد بر خطش بياشفتست * كه معانى و لفظ چون جفتست( 6 ) - ب : قدم ، م : قلم ( 7 ) - ض : درد رنجهء ، م : در دريچهء ( 8 ) - ل : دم م : دل ؟ ( 9 ) - ل : عطايش ( 10 ) - ب : صدف در ، م : صف در راه ( 11 ) - ب : فزود حشمت ، م : نعمت ( 12 ) - پ : آب لؤلؤ ( 13 ) - ب : گاه سر ، م : گاه سير ( 14 ) - ب : آن شاهست ، ذ : خسرو و شاهست ، م : خسرو شاهيست ( 15 ) - ب : آگاهست ، م : آگاهيست