صورت خط او كه در نامهست * چون نسيم بهار خوشجامهست « 1 »
كلك او همچو نوك ديدهكشان * خط او همچو غمزههاى خوشان
شحنهء راه دين صلابت او « 2 » * روح قدسى كمين مثابت او « 3 »
نيست پوشيده زو قليل و كثير « 4 » * نز نقير ايچچيز و نز قطمير « 5 »
جاه او همچو ماه ملكنگار « 6 » * كلك او همچو تيغ كارگزار « 7 »
بامان و بخلق حور و پرى * در تباشير بشر او بشرى
برده بيخ سخاش تا عيّوق * ميوه و برگ و شاخ و نرد و عروق
طيب ذكرش « 8 » غذاى روح ملك * طول عمرش مدار دور فلك
باد امرش چو امر روح ملك * باد عمرش چو عمر نوح و لمك « 9 »
عقل با وى نشسته در مكتب * علم از وى گرفته علم « 10 » و ادب
روح بر مركب عنايت اوست * عقل در مكتب هدايت اوست
به گه ضبط مال و عقد حسيب « 11 » * ساحران را زند بعلم آسيب
كرده از بر بقدرت « 12 » خلاق * درج طومار « 13 » و دفتر و اوراق « 14 »
ديگران را گه سؤال و جواب * حاجت آيد مطالعت بكتاب
او ز حالى كه شاه از او جويد * همه از بر بجمله برگويد
ملك عالم برش معاينه شد * دل او بر مثال آينه شد
حبذا راى روشن و پاكش « 15 » * كه فلك گشت تختهء خاكش
خامه اندر بنان او گه سير * بگشايد بخلق بر در خير
بر سر « 16 » انگشت وى چو گشت سوار * آن لطيف نحيف زرد و نزار « 17 »
هامش
( 1 ) - ب : خامه ، م : جامه
( 2 ) - چ : اوست
( 3 ) - چ : چو در عنايت اوست
( 4 ) - م : از قليل و كثير ، ت : زو قليل و كثير
( 5 ) - ب : نز نقير ايچچيز و نز قطمير : م : بر نقير ايچچيز و بز
( 6 ) - چ : كلكنگار
( 7 ) - ب : كارگزار
( 8 ) - ل : ذكر طيبش
( 9 ) - چ : نوح و فلك ، م : نوح لمك
( 10 ) - ذ : حلم
( 11 ) - حسيب ، م : حساب
( 12 ) - ذ : از بهر قدرت
( 13 ) - م : درج و طومار
( 14 ) - ب ، م : دفتر اوراق
( 15 ) - چ : روشن پاكش
( 16 ) - ل : بر سر ، م : بر سه
( 17 ) - ب : آن لطيف نحيف زرد و نزار ، ذ : نحيف و زار و نزار ، م : و نحيف و زرد و نزار