بقلم قسم « 1 » كرد هفت اقليم * هيچ ناكرده ظلم دانگى سيم
حاكم مملكت چنين بايد * تا ز عدلش « 2 » جهان برآسايد
تا جهانست عمر « 3 » خسرو باد * كه مر او را چنين مثابت داد
باد تا باد ملك را بازار * شاه از او او ز شاه برخوردار
باد تا باد شكل خط همه طول * به خداى و خدايگان مشغول
شاه را باد عمر « 4 » تا جاويد * خواجگانش چو ماه و چون خورشيد « 5 »
صاحب عادل آن صفى وفى * صدر ديوان و خواجه مستوفى
چشم بد دور ازين چنين دو وزير * كه ندارند در زمانه نظير
در مدح خواجهء عميد ظهير الملك « 6 » ابى نصر احمد بن محمد الشيبانى « 7 »
آنكه بر مملكت ظهيرست او * خلق را در بهى بشير است او
عالم برّ « 8 » و آسمان آمان « 9 » * مايه و مادر « 10 » نتيجهء جان
خلق را بر بهى « 11 » بشير شده * بر همه مملكت ظهير شده
بر عميدان مملكت سالار * شاه را برگزيده « 12 » بر هر كار « 13 »
معتمدگاه دخل و خرج « 14 » جهان * كرده از بر بجمله درج جهان
لذّت روح دان خط خوبش * نكند كس به حرف منسوبش
گشته از درج يكبهيك پيدا * همچو برج دو پيكر جوزا « 15 »
عقل گمره ز شكلهاء « 16 » رفيع * روح واله ز نقشهاء بديع
گرنه ار تنگ مانى است آن خط * از چه « 17 » خطهاء مقله گشت سقط
هامش
( 1 ) - ذ : بخش
( 2 ) - ب : تا ز بودش
( 3 ) - ب : ملك
( 4 ) - چ : عمر باد
( 5 ) - ذ : او خورشيد
( 6 ) - ب : الشيخ العميد ظهير الدين
( 7 ) - چ : الشيبانى الغزنوى ، م : - السيانى ، كم : السانى ب : الشيبانى
( 8 ) - ب : پير ، ذ : امن
( 9 ) - ل : زمان
( 10 ) - ذ : مادر و مايهء و ، ب : مادر و مايهء
( 11 ) - چ : دربهى
( 12 ) - چ : او را گزيده
( 13 ) - ب : در هر كار
( 14 ) - ذ : خرج و دخل
( 15 ) - ذ : دو پيكر و جوزا
( 16 ) - ذ : شغلهاى
( 17 ) - ل : ارچه